پنجره دوم - سرپل ذهاب

چه دعایی کنمت بهتر ازین______ که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد

مرحوم حسین پناهی ( پست ثابت)

از مرحوم حسین پناهی:
درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است


غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود


درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند


در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست


دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود


درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم


و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم

آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیستن

************************************

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر...

خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست.

مرحوم حسین پناهی

**************************************

مگه اشک چقدر وزن داره…؟

که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…

**************************************

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما

بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...

***************************************

وقتی کسی اندازت نیست

دست بـه اندازه ی خودت نزن…

***************************************

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!

**************************************

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم

******************************************

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گندم!

ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود.

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم...

مرحوم حسین پناهی

*************************************

لنگه های چوبی درحیاطمان/گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند/محکمند/خوش به حالشان/که لنگه ی همند

[ دوشنبه 1391/11/16 ] [ 22:45 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

پیام تبریک- سجاد باباخانی
مـوفقیـت شما دوست عزیز را در امتـحان دکتری تخصصی رشته علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی تهران صمیمانه تبریک می گوئیم و توفیقات روز افزون شما را در کسب مدارج عالی علمی آرزومندیم.

[ یکشنبه 1393/06/02 ] [ 9:58 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

تقدیر وتشکر
جناب آقای رحیم احمدی تبار معاونت محترم بانک ملی مرکزی سرپل ذهاب بی تردید خدمتگزاری صادقانه به مردم هدف رضایت پروردگار متعال تضمین کننده سعادت اخروی و تعالی معنوی خواهد بود.بدینوسیله از زحمات و تلاشهای شایسته جنابعالی در زمینه خدمت رسانی به مردم خصوصا همکاران فرهنگی به مصداق آیه شریفه ((من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق))صمیمانه تقدیر وتشکر می نماییم.توفیق وسلامتی شما را از درگاه ایزدمنان مسئلت داریم.

[ دوشنبه 1393/05/27 ] [ 10:14 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

تقویم اجرایی مشاوران در مدارس

مهرماه

عنوان فعالیت

ردیف

آشنا نمودن دانش آموزان با وظایف مشاور و چگونگی ارائه ی خدمات راهنمایی و مشاوره در زمینه های سازشی،تحصیلی و شغلی در این رابطه راه کارهای زیر پیشنهاد می شود:

الف:حضور در مراسم آغازین مدرسه یا کلاس های درس و ارائه ی اطلاعات لازم

ب:تهیه ی بروشور و ارائه ی آن به دانش آموزان و خانواده ها

ج:استفاده از فیلم معرفی شغل مشاوره که توسط اداره کل مشاوره و بهداشت مدارس تهیه و در اختیار استان ها قرار گرفته است.

1

تعیین و اعلام روز و ساعت حضور مشاور در واحد آموزشی و نصب آن در معرض دید دانش آموزان

2

شرکت در جلسات شورای دبیران و شورای مدرسه به منظور هماهنگی و آشنا نمودن کارکنان واحد آموزشی با نحوه ی ارائه ی خدمات راهنمایی و مشاوره و جلب همکاری آنان

3

تشکیل پرونده الکترونیکی مشاوره ای برای دانش آموزان سال اول متوسطه،تشکیل کارت شماره یک  بر اساس شیوه نامه مربوط(پیوست شماره1)

4

مطالعه و بررسی پرونده ی مشاوره ای و سوابق رفتاری دانش آموزان سنوات گذشته به منظور ارائه ی خدمات راهنمایی و مشاوره ای تکمیلی به آنان

5

مطالعه آیین نامه های مهم آموزشی و پرورشی و آخرین اصلاحات به عمل آمده (آیین نامه های اجرایی،آیین نامه های آموزشی و ...)

6

اجرای برنامه های هفته بهداشت روانی (24 تا 30 مهر ماه)با توجه به موارد اعلام شده در بخشنامه مربوط و برنامه های اعلام شده توسط    هسته ی مشاوره

7

آماده سازی صندوق ارتباط با مشاور و توجیه دانش آموزان برای استفاده از آن و نصب راهنمای استفاده از صندوق در معرض دید دانش آموزان بر اساس شیوه نامه مربوطه

8

ارسال پرونده مشاوره ای انتقالی به مدارس مقصد با هماهنگی مدیر واحد آموزشی مطابق با درخواست های رسیده از طریق سیستم الکترونیکی مشاوره

9

 

 

 

 

 

 

آبان ماه

عنوان فعالیت

ردیف

شناسایی دانش آموزان نیازمند به خدمات مشاوره ای و مددکاری(به ویژه دانش آموزان در معرض خطر)از طریق مطالعه ی کارت شماره یک پرونده ی مشاوره ای وسایر منابع شناخت و ارایه ی خدمات لازم به آن ها ویا ارجاع آنان به مراکز و مراجع ذی ربط

1

هماهنگی با مدیر واحد آموزشی به منظور مکاتبه و دریافت پرونده های مشاوره ای دانش آموزان جدیدالورود از مدارس مبدأ وتفکیک پرونده های مشاوره ای دانش آموزان دوم وسوم بر اساس رشته و کلاس جدید

2

شرکت در جلسه عمومی اولیای دانش آموزان و معرفی حیطه های خدمات مشاوره و انتظارات متقابل مدرسه و اولیا در بخش مشاوره

3

انجام آزمون استعداد و تجزیه و تحلیل نتایج برای دانش آموزان پایه اول متوسطه

4

آشناسازی دانش آموزان و والدین آنها در خصوص شرایط و ضوابط هدایت تحصیلی از طرق مختلف (تشکیل جلسه ی گروهی،فردی،تهیه ی جزوات،بروشور و ...)

5

کسب اطلاعات لازم در زمینه ی امکانات تحصیلی و شغلی منطقه و استان به منظور راهنمایی دانش آموزان در انتخاب رشته تحصیلی و طرح ریزی شغلی

6

اجرا تصحیح و نمره گذاری آزمون رغبت سنج تحصیلی-شغلی و ارایه نتایج به دانش اموزان و ثبت امتیازات در نمون برگ شماره (5)بررسی های مشاوره ای

7

اجرای آزمون سلامت روانی- رفتاری و تصحیح نمره گذاری آن جهت استفاده

8

 

آذر ماه

عنوان فعالیت

ردیف

شناسایی مشکلات روانی،اجتماعی خاص دانش آموزان واحد آموزشی و اجرای برنامه های آموزشی و توجیهی برای آنان و خانواده ها

1

کمک به دانش آموزان و آماده سازی والدین آنها در زمینه ی حضور دانش آموزان در امتحانات نوبت اول از طریق (تهیه ی بروشورها و پیام های مقابله با اضطراب امتحان،چگونگی روش های مطالعه و ...)

2

راهنمای فردی وگروهی دانش اموزان پیش دانشگاهی در مورد نحوه ی ثبت نام و شرکت در آزمون دانشگاه آزاد اسلامی

3

راهنمایی و ارایه ی اطلاعات به دانش آموزان  سال سوم و پیش دانشگاهی که مایل به تغییر رشته ی پیش دانشگاهی در دی ماه می باشد

4

تشکیل جلسه ی گروهی دانش آموزان به منظور اطلاع رسانی در زمینه ی انتخاب شاخه و رشته های تحصیلی وا رایه نمون برگهای 3 و4 جهت تکمیل واعاده به واحد آموزشی

5

ارایه نمون برگ شماره (2) بررسی های مشاوره ای به دبیران دروس مرتبط و توجیه آنان در خصوص نحوه تکمیل آن

6

 

دی ماه

عنوان فعالیت

ردیف

شرکت در شورای دبیران وارایه ی رهنمودهای لازم مشاوره ای به منظور حفظ و تامین بهداشت روانی دانش اموزان در طول امتحانات

1

دعوت از صاحب نظران و کارشناسان متخصص در زمینه ی آموزش بهداشت روان ،خودباروری،و اعتماد به نفس،مهارتهای مقابله با استرس و ...به منظور ارایه ی سخنرانی و پرسش و پاسخ برای دانش آموزان

2

جمع آوری نمون برگ های شماره 2و3و4 وبررسی های مشاوره ای و ثبت امتیازات آن ها در نمون برگ شماره(5)بررسی های مشاوره ای

3

بررسی نهایی محتویات پرونده ی مشاوره ای و تکمیل نمون برگ شماره(5)بررسی های مشاوره ای و ارایه آن به مدیر واحد آموزشی جهت ثبت امتیازات مشاوره ای در سیستم رایانه

4

 

بهمن ماه

 

عنوان فعالیت

ردیف

بررسی نقاط قوت و ضعف امور تحصیلی دانش آموزان بر اساس نتایج امتحانات نوبت اول و استفاده از آن در راهنمایی و هدایت تحصیلی دانش آموزان

1

راهنمایی دانش آموزان پیش دانشگاهی برای شرکت در امتحانات جبرانی اسفند ماه

2

تشکیل جلسه ی گروهی دانش آموزان به منظور اطلاع رسانی در زمینه ی انتخاب شاخه و رشته های تحصیلی

3

هماهنگی به منظور بازدید دانش آموزان پایه اول متوسطه از هنرستانهای کاردانش و فنی وحرفه ای و آشنایی آنان با رشته های مختلف

4

 

 

اسفند ماه

عنوان فعالیت

ردیف

ارایه اطلاعات لازم به دانش آموزان پایه سوم متوسطه در زمینه ادامه تحصیل در دوره ی پیش دانشگاهی،کاردانی،و تحصیلات دانشگاهی و ضوابط مراکز آموزش عالی

1

برنامه ریزی وتشکیل کار گروهای کاری و انجام هماهنگی های لازم برای برگزاری هفته معرفی مشاغل شامل(پیش بینی برای تشکیل نمایشگاه،تشکیل گروه های نشریه نویسی،تئاتر،و.. هماهنگی برای دعوت از صاحبان حرف ومشاغل و بازدیدهای شغلی)

2

 

فروردین ماه

 

عنوان فعالیت

ردیف

تشکیل جلسه با اعضای شورای مدرسه جهت هماهنگی و اجرای برنامه های هفته معرفی مشاغل

1

تشکیل جلسه با اولیای دانش آموزان جهت ارایه خدمات مشاوره ای(تحصیلی، شغلی،سازگاری)

2

 

اردیبهشت ماه

عنوان فعالیت

ردیف

اجرای برنامه های هفته ی معرفی مشاغل بر اساس برنامه ریزی قبلی (دعوت از صاحبان حِرف و مشاغل-تشکیل نمایشگاه شغلی-انجام بازدیدها-نمایش فیلم و ...)و تهیه ی گزارشی از اقدامات انجام شده و ارسال به هسته ی مشاوره

1

پیگیری تقاضای تغییر رشته ی دانش آموزان پایه دوم راهنمایی آنان برای شرکت در امتحانات تغییر رشته در خرداد ماه

2

راهنمایی دانش آموزان برای حضور در امتحانات پایانی نوبت دوم دبیرستان،هنرستان، و نیم سال دوم پیش دانشگاهی از طریق  راهنمایی های گروهی وتهیه پیام ها  وتراکت های مناسب(شیوه های صحیح مطالعه،مقابله با اضطراب امتحان و...)و حتی الامکان برگزاری جلسه مشاوره گروهی برای دانش آموزانی که دچار اضطراب امتحان می شود.

3

ارسال گزارشی از وضعیت ظرفیت شاخه ها ورشته های تحصیلی وتقاضای دانش آموزان و اولیای آنان در مورد رشته های تحصیلی جهت تعدیل ظرفیت ها برای سال آتی به اداره متبوع با همکاری مدیر واحد آموزشی

4

 

خرداد ماه

عنوان فعالیت

ردیف

تکمیل فرم آمار مشکلات رفتاری دانش آموزان همراه با گزارشی از اقدامات انجام شده در سه ماهه ی سوم و ارسال آن به هسته ی مشاوره ای اداره ی متبوع

1

ارسال گزارش سالانه از تعداد مکاتبات و اهّم موضوعات مطرح شده در صندوق ارتباط با مشاور به هسته ی مشاوره بر اساس شیوه نامه ی مربوط

2

راهنمایی وارایه اطلاعات به دانش آموزان سال سوم(نظری،فنی حرفه ای،کاردانش)و پیش دانشگاهی که مایل به تغییر رشته در دوره پیش دانشگاهی در تابستان هستند.

3

 

 

 

تیرماه

عنوان فعالیت

ردیف

بررسی و تأیید نمون برگ شماره (1) هدایت تحصیلی برای کلیه ی دانش آموزان پاییه اول (اعم از قبولی و تجدیدی)جهت ارائه ی آن به دانش آموزان و اولیای آنان همزمان با تحویل کارنامه ی سالانه

1

راهنمایی دانش آموزان در زمینه ی انتخاب رشته تحصیلی با توجه به اولویت های مکتسبه در نمون برگ شماره ی (1) هدایت تحصیلی

2

راهنمایی آن تعداد از دانش آموزان که ضابطه ی شاخه یا رشته ی مورد نظر را کسب نکرده اند و تکمیل نمون برگ تقاضای تعیین رشته ی مجدد برای احراز شرایط در شهریورماه مطابق با شیوه نامه ی مربوط

3

راهنمایی دانش آموزان متقاضی تغییر رشته و تکمیل نمون برگ تقاضای شرکت در امتحانات تغییر رشته ی شهریور ماه

4

 

فعالیت های چهارگانه ی فوق حداکثر تا پایان هفته ی دوم تیرماه انجام می شود.

 

شهریور ماه

عنوان فعالیت

ردیف

پیگیری صدور نمون برگ مجدد شماره ی (1) هدایت تحصیلی برای دانش آموزانی که ضوابط ورود به شاخه یا رشته ی مورد نظر را در شهریور ماه کسب کرده اند.

1

پیگیری تعیین رشته ی دانش آموزان مشمول ماده 7-111 آیین نامه ی آموزشی بر اساس شیوه نامه ی مربوط

2

پیگیری انجام تغییر رشته ی دانش آموزان پایه ی دوم که متقاضی تغییر رشته بوده اند و ضوابط را کسب کرده اند (مطابق با ماده 112 آیین نامه ی آموزشی) و شیوه نامه ی مربوط

3

برنامه ریزی فعالیتهای سالیانه ی راهنمایی ومشاوره ی واحد آموزشی با همکاری شورای مدرسه بر اساس نیاز خاص فرهنگی،اجتماعی و اهم مشکلات روانی،اجتماعی دانش آموزان در چارچوب شرح وظایف

4

 

فعالیت های چهارگانه گانه ی فوق پس از اعلام نتایج امتحانات شهریورماه انجام می شود.

[ یکشنبه 1393/04/08 ] [ 10:35 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

کتمان حق
کتمان" در لغت به معنای نقیض اعلان[1]، پنهان شدن و پنهان کردن چیزی[2] آمده است. همچنین "حق"، در مقابل باطل[3] و به معنای امر ثابتی است که مطابق با واقع بوده و انکار آن روا نباشد،[4] بنابراین مراد از "کتمان حق"، پنهان ساختن اموری است که ثابت و قطعی می­باشند و لزومی به پنهان ساختن آن­ها نیست. کتمان حق در قرآن: "كتمان حق" در قرآن، امري نكوهيده است. از اين رو شماري از آيات، به اين مسئله توجه داشته­ و از آن نهی کرده­اند. در بیشتر این آیات خداوند منافقان و اهل کتاب را مورد سرزنش قرار داده است، که چرا با وجود دانستن حقیقت و آشکار بودن آن، به پنهان کاری می­پردازند. اگرچه شأن نزول این آیات درباره منافقان، اهل کتاب و... بوده، اما می­توان آن را عمومیت داد. «و حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را با آنکه می­دانید کتمان نکنید.»[5] « ای اهل کتاب چرا حق را به باطل( می­آمیزید و) مشتبه می­کنید (تا دیگران نفهمند و گمراه شوند) و حقیقت را پوشیده می­دارید در حالی که می­دانید؟»[6] در این دو آیه افرادی مورد سرزنش قرار گرفته­اند که با وجود دانستن حق، آن را کتمان نموده­اند.[7] بدیهی است که گناه و زشتی انکار مطلب، توسط کسی که می­داند، به مراتب زیادتر از آن کسی است که نمی­داند.[8] همچنین خداوند در این آیات متذکر می­شود که این گروه برای پنهان نمودن حق، آن را با باطل آمیخته و مشتبه ساخته­اند. [9] زیرا که حق، امری ثابت است و خود به خود از عقل پوشیده نیست، ولی اگر با باطل آمیخته شود، می­توان آن را کتمان کرد. چنانچه حضرت علی(ع) فرمودند: «پس اگر باطل با حق مخلوط نمی­شد، بر طالبان حق پوشیده نمی­ماند.»[10] کتمان حق در روایات: ائمه معصومین(ع) در سخنان خود، همواره بر حق گویی و قیام به حق تأکید کرده­اند[11]و آن را مایه نجات انسا­ن­ها دانسته­اند.[12]پیامبر(ص) فرمودند: «باتقواترین مردم کسی است که حق را بگوید، چه به سودش باشد و چه به زیانش.»[13]در حدیث دیگری از ایشان آمده است: «مؤمن را بر مؤمن هفت حق است. واجب­ترین آن­ها این است که آدمی حق را بگوید هر چند بر ضد خود یا پدرو مادرش باشد و به خاطر آن­ها از حق منصرف نشود..»[14] همچنین در برخی از روایات، به جایگاه کتمان کنندگان حق در آخرت و عذاب و هلاکت آن­ها اشاره شده است.[15] منشأ کتمان حق: این صفت از رذایل متعلق به قوه غضبیه[16] است، که منشأ آن یا عصبیت است، یا جبن که در صورت اول از رذائل غضب در ناحیه افراط[17] است و در صورت دوم از رذائل آن در طرف تفریط[18] است و گاهی سبب آن طمع در مال و یا دشمنی با دیگران می­باشد. [19] 1. عصبیت: یکی از صفات مذموم اخلاقی، عصبیت است[20] و به معنای شدت ارتباط و تعلق شخص به دین، وطن، قوم، مال و... می­باشد[21] به طوری که انسان تمام تلاش و توان خود را برای حمایت از آنان به کار گیرد.[22] از احادیث ائمه(ع) استفاده می­شود که عصبیت سبب هلاکت، سوء عاقبت و خروج از ایمان می­گردد.[23] این صفت، سبب پدید آمدن رذائلی از جمله کتمان حق می­گردد. زیرا گاهی پیش می­آید که فرد با گفتن حقیقت، موقعیت خود یا افراد وچیزهایی که به آن وابستگی دارد را در خطر می­بیند و بدین جهت سعی در کتمان و پنهان نمودن واقعیت می­نماید. نمونه­های تاریخی فراوانی در این مورد وجود دارد. از جمله مسئله غدیر خم و انتخاب جانشینی حضرت علی(ع)، که افراد بعد از وفات پیامبر(ص)، از روی تعصبیت­های قومی و قبیله­ای آن را انکار کردند و حاضر به گفتن حقیقت و حمایت از آن حضرت نشدند. 2. جبن: از دیگر عواملی که سبب پیدایش این صفت (کتمان حقیقت) در افراد می­گردد، جبن است. جبن به معنای ترس بی­جا می­باشد، به­طوریکه شخص از چیزی که نباید بترسد، احتراز و دوری می­نماید. این صفت، منشأ صفات مذمومی مانند خواری نفس، ذلت و ناگواری زندگی می­شود. چنین شخصی در کارهای خود بی­ثبات، تنبل و راحت طلب است و نسبت به آنچه موجب ننگ و رسوایی است، بی­اهمیت بوده و مقاصد و امور مهم خود را مهمل و معطل می گذارد و انواع رسوایی ها را درباره خود و اهل خود تحمل می کند. بنابراین، به طور حتم چنین شخصی در جایی که باید برای دفاع از خود و یا دیگران حقی را آشکار نماید، ترس مانع او شده و پنهان کاری می­نماید.[24] پیامبر(ص) می­فرمایند: « مبادا ترس از مردم مانع از آن شود که کسی حق را بداند و نگوید. بدانید که برترین جهاد سخن حقی است که در برابر فرمانروای ستمگر و منحرف گفته شود.»[25] 3. طمع در مال: طمع و علاقه مفرط به مال اندوزی نیز یکی از عوامل کتمان حقیقت به شمار می­رود و در جایی که شخص منافع مالی خود را در خطر ببیند از گفتن حقیقت دوری می­کند. 4. دشمنی با دیگران: زمانی که فرد با دیگری خصومت داشته باشد، در مواقعی که باید به نفع آن شخص شهادت دهد و حقیقت مطلبی را بیان کند، برای صدمه وارد کردن به آن شخص و یا دلیل دیگر، آن را کتمان کرده و از بیان واقعیت پرهیز می­نماید. مفاسد کتمان حق: همانند سایر صفات رذیله، این صفت نیز دارای عواقب و مفاسدی می­باشد: 1. سبب پیدایش رذائل دیگر: در ضمن این صفت مذموم، صفات بسیار دیگری نهفته است. مانند: کتمان شهادت و یا شهادت باطل دادن، تکذیب نمودن حق، تصدیق اهل باطل نمودن، حکم و قضاوت نمودن به ناحق و غیره، که هر کدام به نوبه خود، گناه و معصیت و موجب کیفر و عذاب در آخرت و بی اعتنایی و سبک شدن انسان در دنیا در نزد مردم است.[26] 2. عذاب اخروی: در موارد زیادی از قرآن و روایات، لعنت و غضب خداوند بر عده­ای از مردم که کتمان حق می­کنند اعلان شده، حتی گاهی گروهی از آنان مورد لعن فرشتگان و مردم قرار گرفته­اند. « کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده­ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آن­ها را لعنت می­کند، و همه لعن کنندگان نیز، آن­ها را لعن می­کنند.»[27] همچنین در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است: «هرکس از چیزی که می داند، مورد سؤال قرار گیرد و او آن را کتمان کند (حقیقت را نگوید)، در جایی که اظهار آن واجب است و تقیه وترسی بر او نیست، روز قیامت در حالی که لگامی از آتش بر دهنش است، محشور می­شود.»[28] 3. انحراف جامعه: کتمان حق، کتمان علم و کتمان هر گونه ارزشی، یکی ازعوامل فرهنگی زمینه ساز گناه است که موجب انحراف و برچیده شدن حق و ارزش ها در جامعه می­شود[29] و قرآن شدیدا از آن نهی کرده است. زیرا از آنجایی که انسان طبعا خواهان حق و سعادت است، کسانیکه حق را کتمان می­کنند، در واقع جامعه بشریت را از سیر تکاملی فطری آن باز می­دارند. بنابراین اظهار و بیان حقایق می­تواند نسل­هایی را برای همیشه از ضلالت و گمراهی نجات دهد.[30] موارد جواز کتمان حق: همانطور که بیان شد، کتمان حق جزء صفات رذیله بوده و مذموم می­باشد. اما در مواردی جایز دانسته شده و از آن به تقیه نام می­برند. از جمله آن می­توان به موارد زیر اشاره کرد: 1. گاهی می­شود که فرد یا افرادی با آشکار ساختن عقیده و مطلب حقی، گرفتار ضرر قابل ملاحظه­ای می­شوند، بدون آنکه از این اظهار عقیده، نتیجه مثبتی برای آن­ها و جامعه بوجود آید. در چنین مواقعی عقل و منطق حکم می­کند که افراد سکوت کرده و به آشکار کردن حق نپردازند. 2. گاه اظهار عقیده برای خود شخص ایجاد ضرر و خطر نمی­کند، ولی ممکن است، دیگری را به ضرر و خطر بیافکند، در اینگونه موارد اگر اظهار عقیده و گفتن حق سودی نداشته باشد، کتمان آن لازم است.[31] درمان کتمان حق: 1. زمانی که شخص تفکر کند در مفاسدی که به موجب این صفت، برای انسان پدید می­آید و همچنین متذکر شود که این صفت، موجب ناخشنودی و دشمنی خداوند است، تمام تلاش خود را برای از بین بردن این صفت رذیله در نفس خود می­نماید. 2. سعی نماید که منشأ این صفت را که عبارت از عصبیت، جبن و... است، از بین ببرد. یقینا شخص پس از مدتی تمرین، مداومت، و مجبور ساختن نفس خود بر ضد این صفت (اظهار حق و عمل به آن)، در این امر موفق خواهد شد و کتمان حق در وی از بین می­رود. [32] 3. زمانی که انسان، خداوند را در همه حال ناظر بر اعمال و کردارش ببیند و بداند که هیچ چیزی در عالم از خداوند پوشیده نیست، سعی در اصلاح و پاک نمودن نفس خود از صفاتی می­کند که مورد خشنودی خداوند نیست.

[ چهارشنبه 1393/03/14 ] [ 15:49 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

حق و باطل از ديدگاه امام علي عليه السلام

 

چكيده:

هر انسان دردمند و بيداري در هر زمان و جامعه‏اي، در پي شناخت‏حق و باطل است تا بتواند راه حق را برگزيند و به سعادت و رستگاري نايل آيد. با پژوهشي در خطبه‏ها و نامه‏ها و كلمات حكمت‏آميز حضرت علي‏عليه السلام در نهج‏البلاغه درباره «حق و باطل‏» ، موضوعات ذيل جلب توجه مي‏كند: حق و باطل و مصاديق آن; معيارهاي شناخت‏حق و باطل و بزرگ‏ترين و مهم‏ترين آن‏ها; استقامت و تلاش در راه حق; موانع وصول به حق; سرانجام اهل حق و اهل باطل. حركت در عرصه معرفت‏حق با همه ارزش والايش براي كساني كه آمادگي‏هاي علمي و عملي لازم را براي صعود به قله‏هاي فرازمند حقيقت و معرفت توحيدي كسب نكرده‏اند، راهي است دشوار و چه بسا به جاي هدايت، به تباهي وهلاكت منجر شود، پس براي رسيدن به حق، بايد پيرو قرآن و سنت‏بود و بدون كسب صلاحيت لازم، از گرفتار شدن در باتلاق‏هاي شبهات و چون و چراهاي بي‏فرجام دوري كرد. توجه به بزرگ‏ترين معيار حق - يعني پيامبرصلي الله عليه وآله و امامان معصوم‏عليهم السلام، به ويژه مولا علي‏عليه السلام - در وساطت نزول فيض و رحمت‏حق و دفع موانع حق، امري حتمي و لازم است، بنابراين، بايد فرصت‏ها را مغتنم شمرد و با دقت در ژرفاي بيانات اهل بيت عصمت و طهارت‏عليهم السلام همچون نهج‏البلاغه مانع از قرار گرفتن اين ميراث عظيم و گنجينه پربها در كنج انزوا شد.

1- حق و باطل

الف - معناي لغوي «حق‏»

براي حق معاني گوناگوني ذكر شده است: راغب اصفهاني در مفردات گويد: اصل حق به معناي مطابقت و موافقت است. (1) صاحب تاج العروس مي‏گويد: «حق‏» يعني ضد «باطل‏» ، صدق، وجود ثابت و . . . . (2)

تفسير مجمع‏البيان در شرح و تفسير لغوي آيه 7 سوره انفال و جاهايي كه واژه «حق‏» به كار رفته است، چنين مي‏نويسد: «حق آن است كه شي‏ء در موقع خود واقع شود. » (3) گويي به نظر وي، «حق‏» هم معناي «عدل‏» است و اين معنا بر تمام مصاديق «حق‏» قابل تطبيق است. خداوند در قرآن مي‏فرمايد: از ميان آنان كسي هست كه ضلالت و گم‏راهي بر او به حق واقع شد (نحل: 36) .

ب - معناي لغوي «باطل‏»

معمولا از معناي حق، ضد آن يعني باطل نيز فهميده مي‏شود: صاحب مفردات گويد: «باطل چيزي است كه در مقام فحص ثبات ندارد و در فعل و قول هر دو به كار مي‏رود. (4) در اقرب الموارد آمده است: باطل مقابل حق است و آن را فاسد و بي‏اثر و ضايع مي‏سازد. (5) صاحب قاموس قرآن مي‏گويد: باطل آن است كه در قضاوت عمومي مضمحل مي‏شود و بشر در عين ابتلا به باطل به ضرر و ناحق بودن آن حكم مي‏كند. (6)

ج - معناي «حق و باطل‏» در كلام حضرت علي عليه السلام

حضرت علي عليه السلام مي‏فرمايد: «براي هر حقي باطلي نيز قرار داده‏اند. » (7) و در عبارت ديگري از «حق و باطل‏» چنين ياد مي‏كنند: «دايره حق در توصيف و بيان، از هر چيزي وسيع‏تر است، ولي به هنگام عمل از روي انصاف، مجال آن از همه چيز تنگ‏تر و كم‏وسعت‏تر است. » (8) علي عليه السلام در اين عبارات مي‏فهماند كه در تعريف لفظي از «حق‏» ، هر كس به اندازه وسع خود با زيباترين واژه‏ها به توصيف آن مي‏پردازد، ولي اين‏ها جز تعريف لفظي چيز ديگري نيست و اصل «حق‏» وقتي معنا مي‏شود كه از سر انصاف و عمل به آن نگاه كنيم. مولاعليه السلام در كلام كوتاه ديگري به زيباترين وجه از «حق و باطل‏» ياد مي‏كند: «حق سنگين، اما گواراست و باطل سبك، اما بلاخيز و مرگ‏آور» . (9)

2- معيارهاي شناخت‏حق و باطل

مصداق‏هاي «حق‏» چيست؟ مصاديق «باطل‏» كدام است؟ چگونه و با چه معيارهايي مي‏توانيم آن‏ها را بشناسيم؟ اين پرسش‏ها پيوسته در طول تاريخ براي همه انسان‏ها مطرح بوده است; چون هر كس راه و روشي براي زندگي انتخاب مي‏كند. اما مهم آن است كه آدمي كدام راه را برگزيند تا منطبق بر حق و متضمن سعادت و رستگاري باشد و با اهل حق در دنيا و آخرت همنشين گردد. پس ابتدا بايد حق و باطل و معيارهاي اين دو را شناخت تا اهل حق و باطل را از هم تشخيص داد. (10) در بسياري از خطبه‏ها و نامه‏ها و حكمت‏هاي حضرت علي‏عليه السلام به طور مستقيم يا غيرمستقيم، به مصاديق و معيارهاي حق يا باطل اشاره شده است:

الف - راه مستقيم

راه خدا; همان راهي كه خداوند براي سعادت انسان تعيين مي‏كند، راه حق و جز آن باطل است. به عبارت ديگر، اگر بپذيريم كه خالق مهربان انسان را بيهوده نيافريده و برنامه و هدف زندگي شايسته‏اي براي او مشخص نموده، پس منشا راستين حق و تعيين‏كننده معيار شايسته براي شناخت‏حق همان آفريننده بزرگ هستي است. در نهج‏البلاغه مي‏فرمايد: «انحراف به راست و چپ گم‏راهي و ضلالت (باطل) است و راه مستقيم و ميانه جاده وسيع حق. » (11) مسلم است آن‏جا كه علي‏عليه السلام از خدا مي‏خواهد تا دل‏هاي همه به سوي‏حق متوجه شود، منظورش‏روي‏آوري قلبي‏به‏سوي خداست: «خداوند دل‏هاي ما و شما را به سوي حق (راه راست) متوجه سازدو شكيبايي و استقامت و تحمل حق را به ما الهام‏نمايد» . (12)

ب - اسلام حق است و غير آن باطل

مجموعه بينش‏هاو دستورالعمل‏هايي‏كه تمام مسير حق را تشكيل مي‏دهد «اسلام‏» نام دارد و خداوند آن را مقرر كرده و معيار حق قرار داده و پيروي كامل از آن نشانه حركت و ره سپردن در مسير حق است: «دين‏اسلام‏آييني‏است‏كه خداوند براي خويشتن انتخاب نموده. اسلام داراي ستون‏هايي است كه خداوند آن‏ها را در اعماق حق استوار ساخته و بنيان آن را ثابت و استوار گردانيده است. » (13)

ج - پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله; بيانگر و معيار حق

از ديدگاه حضرت علي‏عليه السلام، وجود پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله و سيره آن حضرت دقيقا حق بوده و آشكاركننده حق از جانب خدايي است كه او را به حق مبعوث گردانيده و مسلم است كه پيروي ازآن بزرگوار، معيار شايسته‏اي براي تمايز حق از باطل مي‏باشد; يعني هر كس مطابق دستورات آن حضرت راه سپرد حق است، وگرنه باطل: «و گواهي مي‏دهم كه محمدصلي الله عليه وآله بنده و فرستاده اوست، خدا او را هنگامي فرستاد كه نشانه‏هاي هدايت‏به كهنگي گراييده و جاده‏هاي دين محو و نابود شده، او حق را آشكار ساخت و مردم را نصيحت نمود. » (14) در بسياري از خطبه‏هاي آن حضرت‏عليه السلام مي‏بينيم كه پيامبرصلي الله عليه وآله را چنين توصيف مي‏كنند: «خداوند پاك و منزه حضرت محمدصلي الله عليه وآله را به حق مبعوث گرداند. » (15) درباره حضرت محمدصلي الله عليه وآله نيز از خدا چنين درخواست مي‏كند: «خداوندا، برترين درودها و افزون‏ترين بركات خويش را بر محمدصلي الله عليه وآله، بنده و فرستاده خويش، بفرست; همو كه پايان‏دهنده رسالت پيشينيان و گشاينده راه سعادت و هدايت و آشكاركننده حق‏به‏وسيله حق‏و جلوگيري كننده از تحريكات باطل‏هاست. » (16)

د - قرآن

يكي از بهترين معيارهاي شناخت‏حق از باطل «قرآن‏» است. اگر بخواهيم درباره قرآن از منظر نهج‏البلاغه سخن بگوييم، بحث كاملي مي‏طلبد. در بسياري از خطبه‏ها و نامه‏ها و حكمت‏هاي نهج‏البلاغه، به قرآن و موضوعات، آيات و دانش‏هاي گوناگون آن اشاره شده است; چنان كه مي‏توان گفت: نهج‏البلاغه ترجمان قرآن به حساب مي‏آيد، تا آن‏جا كه به موضوع «حق‏» ارتباط دارد، به برخي سخنان حضرت علي‏عليه السلام درباره قرآن اشاره مي‏شود:

1. بيانگر راه مستقيم: «تنها راه نجات، راه ميانه است كه قرآن كريم و ميراث نبوت بر آن دلالت دارد و از آن مسير سنت و طريقه رسول‏خداصلي الله عليه وآله آشكار مي‏شودو سرانجام كارنيزبه سوي‏آن‏است. » (17)

2. پيوسته حق‏گو: «كتاب خداوند در ميان شما سخنگويي است كه هيچ گاه زبانش از حق‏گويي خسته نمي‏شود و خانه‏اي است كه پايه‏هايش هرگز فرو نمي‏ريزد و نيرومندي است كه يارانش شكست نمي‏خورند. » (18)

3. بيناكننده: «اين كتاب خداست كه با آن مي‏توانيد حقايق را ببينيد و با آن بگوييد و به وسيله آن بشنويد و قسمتي از آن به وسيله قسمتي ديگر به سخن مي‏آيد و برخي از آن‏گواه برخي ديگر است. » (19)

4. ميزان حق، راهنماي خير و شر: «خداوند كتابي هدايت‏كننده و راهنما براي انسان‏ها فرستاده و نيكي و بدي و خير و شر را در آن آشكارا بيان كرده است. » (20) «قرآن براي هرگونه حجت‏آوري و داوري و بازخواست كردن، كفايت مي‏كند. » (21)

ه. - اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله

اهل بيت پاك رسول خدا عليهم السلام پس از پيامبرصلي الله عليه وآله، در كنار قرآن و به عنوان مفسر و معلم قرآن و داناترين افراد به سيره و سنت رسول خداصلي الله عليه وآله راهنمايي امت را بر دوش دارند و همچون پرچم و نشانه، محور حق مي‏باشند و افراد بايد خود را با اين محور بسنجند تا متوجه شوند چه قدر بر حق منطبق هستند. بديهي است كه بايد به گونه‏اي پيرو آنان بود كه نه از آنان پيش‏تر افتاد و نه عقب‏تر از آنان قرار گرفت كه نجات انسان تنها ملازمت و هم‏راهي با آنان است: «و خداوند در ميان ما - اهل بيت‏عليهم السلام - پرچم و نشانه حق را برافراشت; هر كه از آن پيش افتاد، از دين خارج شد و هر كه با آن مخالفت كرد، نابود گرديد و فقط هر كه با آنان هم‏راهي نمود، به حق پيوست. » (22)

اين خاندان پاك و معصوم همان كساني هستند كه ذره‏اي از حق منحرف نشده‏اند. از اين‏رو، معيار شايسته حق و آيين الهي‏اند و راهشان‏ادامه سيره‏رسول گرامي‏صلي الله عليه وآله وبازدارنده‏ازهرگونه تحريف و گمراهي است. مسلم است هر جا حق از مسيرش خارج شود، به وسيله آن‏ها به جايگاه خويش بازگشته، از باطل فاصله مي‏گيرد. بدين‏سان، در طوفان‏ها و گردبادهاي حوادث، تنها در پناه ايشان مي‏توان سالم ماند و هميشه بر مسير حق باقي بود: «كجا مي‏رويد و رو به كدام طرف مي‏كنيد؟ پرچم‏هاي حق برپاست و نشانه‏هاي آن آشكار است. با اين‏كه چراغ‏هاي هدايت نصب گرديده است، باز گمراهانه به كجا مي‏رويد و چرا سرگردانيد، در حالي كه عترت پيامبرتان در ميان شماست؟ آن‏ها زمام‏هاي حق و پرچم‏هاي دين و زبان‏هاي صدقند. آن‏ها را در بهترين جايي كه قرآن را در آن حفظ مي‏كنيد (در دل‏ها و قلوب پاك) جاي دهيد و همچون تشنه‏گامان، براي سيراب شدن به سرچشمه زلال آنان هجوم آوريد. » (23)

مرحوم سيد رضي خطبه‏اي را از مولا علي عليه السلام ياد مي‏كند كه به طور گسترده، به ارزش‏هاي آل محمد صلي الله عليه وآله اشاره كرده، ولي تنها بخشي از آن را نقل نموده است: «آل محمد صلي الله عليه وآله مايه حيات و علم و دانشند و ناداني در ميانشان مرده است. حلم آنان، شما را از علمشان آگاه مي‏سازد و ظاهرشان از باطن آنان و سكوتشان شما را از حكمت و منطق خود مطلع مي‏كند. و هرگز اهل بيت پيامبر عليهم السلام با حق مخالفت نمي‏كنند و در آن اختلاف ندارند. آنان ستون‏هاي اسلام و پناهگاه‏هاي امن امت اسلامي‏اند. به وسيله آنان حق به اصل و جايگاه خويش باز مي‏گردد و باطل از محل خويش دور و نابود مي‏شود. » (24)

اميرالمؤمنين عليه السلام; بزرگ‏ترين نماد حق: حضرت علي‏عليه السلام كامل‏ترين انسان، عصاره هستي، تجلي خدا به طور كامل در يك انسان، زيباترين و بهترين و شايسته‏ترين معيار حق در همه اعصار و براي همه انسان‏هاست. اصلا حق با علي معنا پيدا مي‏كند و علي با حق تجلي يافته و يكي گشته است. بارها حضرت محمدصلي الله عليه وآله به اين موضوع اشاره نموده‏اند: «الحق مع علي و علي مع الحق. » (25)

هرچند هيچ‏كس نمي‏تواند حق مطلب را درباره علي‏عليه السلام و حق بودن وي ادا كند، ولي نهج‏البلاغه آكنده از كلام گهربار آن حضرت است‏كه درموردحق‏بودن خودماراراهنمايي‏مي‏كند. در بسياري از موارد، مولاعليه السلام با اطمينان و قاطعيت و با سوگندي كه از جانب صادق‏ترين انسان گفته شده است، درباره خود چنين تعبيراتي دارد: «سوگند به آن كه جز او آفريدگار و معبودي نيست، بدون هيچ ترديدي، بدانيد كه من در جاده حق قرار دارم و مطمئن باشيد كه آن‏ها (مخالفان و دشمنان علي‏عليه السلام) در لغزشگاه باطل قرار دارند. » (26)

هيچ شك و ترديدي نيست كه براي شناخت‏حق از باطل و اهل حق از اهل باطل، حضرت علي‏عليه السلام ملاك و معيار شايسته و بارزي است كه هر كه در فكر و عمل، صادقانه و عاشقانه، با علي‏عليه السلام و سخنان او هماهنگ و هم‏گام و تابع و پيرو باشد، به حق نزديك است و هرچه احساس دوري و غربت از علي‏عليه السلام كند و عمل و فكر علي‏عليه السلام برايش نامانوس آيد، از حق نيز دور شده، به باطل روي آورده است. به عبارت ديگر، نگرش هر كس نسبت‏به علي‏عليه السلام، حق و باطل بودن خود را نشان مي‏دهد.

نبايد فراموش كرد كه منظور از «علي‏» عليه السلام تنها يك نفر نيست، بلكه حضرت علي‏عليه السلام سر سلسله امامت و ولايت و تداوم‏دهنده حقيقت‏برگزيدگي خدا و رسالت در ميان مردم است. آري، علي شايسته‏ترين مردم و بر حق‏ترين آنان است. خود آن حضرت بارها به مناسبت‏هاي گوناگون، مردم را به اين مهم متوجه مي‏كرد و مي‏فرمود: «شما خوب مي‏دانيد كه من برحق‏ترين مردم هستم و از همه مردم شايسته‏ترم. » (27)

اين معنا براي حضرت علي‏عليه السلام تنها به منظور نشان دادن به مسلمانان نيست، بلكه منظور از «برحق‏ترين‏» براي علي‏عليه السلام، در ميان تمام انسان‏هاست; يعني عامل تداوم حيات انسان‏ها علي‏عليه السلام بود; زيرا اگر چنين انسان بر حق و شايسته‏اي در ميان انسان‏ها يافت نشود، ترجيح انسان بر ديگر موجودات كاري ناشايست است. آنان كه در مسير حق گام برنمي‏دارند و از برنامه‏هاي الهي در خلقت‏خويش غافلند، به طفيل وجود افراد معصوم و پاكي همچون علي‏عليه السلام و اهل بيت عصمت و طهارت‏عليهم السلام زنده‏اند، هر چند خود نمي‏دانند. اين موضوع در كلام همه معصومان‏عليهم السلام و قرآن آمده است، آن‏جا كه خداوند به رسول خودصلي الله عليه وآله مي‏فرمايد: «اي پيامبرصلي الله عليه وآله، اگر تو و اهل بيتت نبوديد، جهان و افلاك را نمي‏آفريدم‏» . (28) كيست كه واقعا حق شكرگزاري و عبادت خدا را آن چنان كه شايسته است، به جا آورده باشد، جز اين خاندان پاك كه با عمل و فعاليت مستمر و عاشقانه خويش و به دور از هرگونه رياكاري و تنبلي و بادقت و حساسيت، كه با از دست ندادن فرصت‏ها به اين مرحله رسيده و «اسم اعظم خدا» گشته‏اند؟ حضرت علي‏عليه السلام‏مي‏فرمايد: «به خدا سوگند، من اسم اعظم خدايم. » (29)

اين تنها اوست كه با قاطعيت مي‏گويد: «از آن زمان كه حق به من نشان داده شده، هرگز در آن شك نكرده‏ام، هرگز دروغ نگفته‏ام و هرگز گم‏راه نبوده‏ام و هرگز كسي به وسيله من گمراه نشده است. » (30) در توضيح همين سخنان است كه به طور واضح، موضع‏گيري‏هاي حق و باطل را بر اساس وجود خويش چنين بيان مي‏كند: «اي مردم، بدانيد كه به وسيله ما از تاريكي‏هاي جهالت و گم‏راهي درآمديد و هدايت‏شديد و به كمك ما، به بلند مرتبگي دست‏يافتيد و صبح سعادت شما در پرتو وجود ما طلوع كرد. كر باد گوشي كه نداي بلند پند و اندرز را درك نكند. مسلما گوشي كه با صيحه ناداني و جنايت (ظلم به خدا، خود و مردم) كر شده است، آهنگ ملايم حق را نشنود. مطمئن باد قلبي كه از خوف خدا جدايي نپذيرد! . . . آن هنگام كه در جاده‏هاي ضلالت‏سرگردان بوديد و راهنما و دليلي نمي‏يافتيد، شما را به جاده‏هاي حق رهبري كردم; تشنه رهبر بوديد و او را نمي‏يافتيد، من شما را به حق رهنمون شدم. امروز مهر سكوت را مي‏شكنم و سخناني مي‏گويم كه در عين فشردگي و اجمال، هزاران زبان گويا داشته باشد. (از حق) دور است آن راي و نظري كه از دستوراتم تخلف كند; زيرا من از زماني كه حق را يافته‏ام، در آن ترديد نكرده‏ام. اگر امروز ما بر سر دو راهي حق و باطل قرار گرفته‏ايم، آن‏كه حق را يافته و مطمئن است، (علي‏عليه السلام و يارانش) هرگز ترديد نمي‏كند. همان‏گونه كه اگر آب همراه كسي باشد، تشنه نگردد. » (31)

اين فراز از كلام آن حضرت‏عليه السلام چنان حق مطلب را ادا كرده و دقايق را به طور خلاصه شرح داده است كه گويي علي‏عليه السلام تمامي عمر را با بحث و بررسي در فكر و عمل روي اين موضوع (تا آن‏جا كه علي‏عليه السلام خود نماد شايسته حق گشته) سپري كرده است. جالب اين‏جاست كه هرگاه روزگار به علي‏عليه السلام اقبالي مي‏كرد، ديگر باطل مجالي براي خودنمايي نداشت: «پس براي دفع حوادث به پا خاستم تا باطل از ميان رفت و نابود شد و دين حق پابرجا و محكم گرديد. » (32) حضرت‏عليه السلام زماني اين سخن را مي‏گويد كه مردم از اطراف و اكناف با پافشاري زياد، با او بيعت كردند. در اين حالت‏بود كه فرمود: «ترسيدم اگر اسلام و اهلش را ياري نكنم، شاهد نابودي و شكاف عميق‏تر در اسلام باشم. » (33) و چون خود در راس حكومت اسلامي قرار گرفت، فرمود: «اكنون حق به صاحبش رسيده است. » (34)

ايشان پيوسته بر اين حال پايدار ماندند و هرگز احساس ناتواني نكردند و تا زماني كه بر مسند خلافت‏بودند، پيوسته در قول و عمل، در برپا داشتن حق و دفع باطل كوشيدند. آن حضرت‏عليه السلام در خطبه 33 به بهانه وصله كردن كفش خود به ابن عباس چنين فرمود: قيمت اين كفش (كه بسيار وصله خورده) چه قدر است؟ گفت: هيچ بهايي ندارد. فرمود: «به خدا سوگند، همين كفش بي‏ارزش برايم از حكومت‏بر شما محبوب‏تر است، مگر اين‏كه با اين حكومت، حقي را به پا دارم و يا باطلي را دفع نمايم. » (35) در ادامه همين خطبه آمده است كه آن حضرت‏عليه السلام به سوي مردم حركت كردند و برايشان سخناني ايراد نمودند و در ضمن آن، ارزش پيامبرصلي الله عليه وآله و خاندان اوعليهم السلام را به آنان يادآوري كردند و با قاطعيت، پاي‏داري خود را در احقاق حق و دفع باطل به آنان چنين گوشزد نمودند: «به خدا سوگند، من در پي اين مردم (امت رسول خداصلي الله عليه وآله) بودم و آن‏ها را به پيش‏روي وا مي‏داشتم تا باطل با همه تجملات و آراستگي‏اش عقب‏نشيني كرد و حق ظاهر گشت. در اين راه، هرگز ناتوان نشدم و ترس مرا احاطه نكرد. اكنون نيز به دنبال همان راه مي‏روم و پرده باطل را مي‏شكافم تا حق از درون آن خارج گردد. » (36) آن حضرت تا آخرين لحظات زندگي‏اش بر همين روش باقي ماند.

در تاريخ مي‏خوانيم: پس از ضربت ابن ملجم، پزشكان كوفه گرد آمدند. در بين آنان، از همه ماهرتر اثير بن عمرو بود كه جراحات را معالجه مي‏كرد. پس از معالجات خود، گفت: يا علي وصيت‏هاي خود را بنويس; زيرا اين ضربت‏به مغز رسيده و معالجه مؤثر نمي‏افتد. امام‏عليه السلام كاغذ و دواتي خواستند و وصيت‏خود را نوشتند. (37) در محتواي اين وصيت، عصاره زندگي علي‏عليه السلام نمايان است. در فرازي از اين وصيت مي‏خوانيم: «اي فرزندانم (حسن و حسين) ، شما را به تقوا و پرهيزگاري و ترس از خداوند سفارش مي‏كنم. در پي دنيا پرستي نباشيد، گرچه به سراغ شما آيد و بر آنچه از دنيا از دست مي‏دهيد، تاسف مخوريد و به حق سخن بگوييد. . . » (38) آري، حضرت علي‏عليه السلام در حالي از دنيا رفت كه هيچ كس همانند او، در آشكار ساختن حق صادقانه و عاشقانه گام بر نداشت. او تجسم عيني حق، قرآن ناطق، كمال علم و تجلي هدف خلقت‏خدا از انسان است كه تشنگان حق را سيراب مي‏كند و پرده‏هاي ابهام را از تاريكي‏هاي شبهات بر مي‏گيرد. چنين كسي بايد بهترين و اصلي‏ترين معيار حق و بزرگ‏ترين نماد حق باشد.

3- استقامت و پاي‏داري در راه حق

نگه‏داشتن حق و منحرف نشدن از آن، پس از شناختن و هدايت و رسيدن بدان، به شكيبايي و استقامت و پاي‏داري شايسته‏اي نيازمند است و بسي دشوار و سخت و كسي كه خالصانه جوياي حق است، نبايد به خاطر زيان‏هاي ظاهري، جبهه حق را ترك كند و به سوي باطل رود، هر چند ظاهرا ممكن است‏باطل دشواري كم‏تري داشته و حتي سود و بهره دنيوي به دنبال داشته باشد. از ديدگاه علي‏عليه السلام، پاي‏داري و استقامت در راه حق به عوامل ذيل بستگي دارد:

الف - تلاش و كوشش

وصول به مدارج حق جز با جديت و تلاش امكان‏پذير نيست و انسان‏هاي كوشا و جدي مانوس حق هستند و آن را درك مي‏كنند: «جز با تلاش و كوشش، حق درك نمي‏شود. » (39) آري، تلاش و كوشش‏بااستقامت درحفظحق‏ملازم‏است وهرگزازآن‏جدانمي‏شود.

ب - اميدواري به حق در عين كمي افراد آن

برخي افراد همه جا خود را طرفدار اكثريت نشان مي‏دهند، ولي انسان‏هاي حق‏شناس و آزاده هر جا وارد شوند تنها حق را در نظر دارند و از آن حمايت مي‏كنند و هرگز به كثرت تعداد اهل باطل، فريفته نمي‏شوند تا بدان گرايش پيدا كنند و هر چند كه طرفداران حق كم باشند نااميد نمي‏شوند: «حق و باطلي وجود دارد و براي هر يك پيرواني است. پس اگر باطل بسيار و پرتعداد باشد، اين عجيب نيست و از گذشته دور نيز چنين بوده و به باطل عمل مي‏شده است و اگر حق كم تعداد است، جاي اميدواري است كه زياد گردد. » (40) پس فرد حق‏جو با پيوستن به جبهه حق به تعداد آن‏ها يك نفر مي‏افزايد و از خداوند مي‏خواهد كه طرفداران حق را افزون كند و خود نيز در شناساندن حق به ديگران تلاش مي‏كند.

ج - علم و صبر; دو اصل ملازم هم براي دفاع از حق

براي دفاع از حق و آشنا شدن به همه جوانب آن، علم و صبر با هم ملازمند: «خود را براي ياري حق، هر جا كه باشد، در آغوش سختي‏ها بيانداز، دانش دين بياموز و خويشتن را در ناخوشايندها به صبر عادت ده كه شكيبا بودن در راه حق، چه اخلاق خوب و پسنديده‏اي است! » (41) اين‏گونه تربيت‏شدگان مكتب حق به پايه‏اي رسيده‏اند كه وجود خود را به طور كامل وقف حق كرده‏اند و براي اين‏كه حق به ظهور برسد و حاكم گردد، هر جا حق را ببينند، به ياري آن برمي‏خيزند و هر جا با جبهه باطل روبه‏رو شوند، با آن مي‏ستيزند و ياور و طرفدار حق هستند: «خداوند رحمت كند كسي را كه چون حقي را مي‏بيند، به ياري آن برمي‏خيزد و هرگاه ستمي را مشاهده مي‏كند، از آن جلوگيري مي‏كند و هميشه ياور حق و اهل حق است تا آن حد كه براي ياري حق به استقبال دشواري‏ها مي‏شتابد، در هر جا كه باشد; زيرا حق مكان نمي‏شناسد و اجراي حق نياز به كمك همه حق‏مداران در همه جاي دنيا دارد. » (42)

د - انس با حق و گريز از باطل

گامي ديگر در راه استقامت و پاي‏داري بر حق، رسيدن به مقامي است كه انس آدمي با حق چنان زياد شود كه اگر قدمي به سوي باطل برداشت - اما نه به دليل روي آوردن بدان - باطل بي‏درنگ و با وحشت از او بگريزد و حق سوي او بيايد و اين صفت دست‏پروردگان مكتب علي‏عليه السلام همچون ابوذر است‏كه به او فرمود: «ابوذر، بدان كه هيچ چيز جز حق با تو مانوس نمي‏شود و جز باطل از تو به وحشت نمي‏افتد. (آن‏ها كه از تو مي‏ترسند، باطل هستند. ) اگر دنياي آن‏ها را مي‏پذيرفتي، تو را دوست مي‏داشتند و با تو دشمني نمي‏كردند و اگر بهره‏اي از دنياي آن‏ها براي خود برمي‏داشتي، تو را در امان مي‏داشتند و تبعيد نمي‏كردند. . . » (43)

ه- اجراي حق براي خويشان و بيگانه به طور يكسان

آن‏كه در اجراي حق بين خويشاوند و بيگانه فرق مي‏گذارد و از عدالت‏خارج مي‏شود معناي «استقامت و پاي‏داري در راه حق‏» را نمي‏فهمد و از اهل حق دور مي‏گردد. به همين دليل، در بسياري از موارد مي‏بينيم كه حضرت علي‏عليه السلام به كارگزارانش تذكر مي‏دهد كه «حق را درباره آن‏ها كه خواهان حقند، چه خويشاوند و چه بيگانه، (به شايستگي) رعايت كن و در اين راه شكيبا باش و به حساب خدا بگذار. (پاداش اين كار را از خدا بخواه. ) » (44)

طبيعي است وقتي انسان بخواهد اين‏گونه عمل كند، مورد اعتراض اطرافيان و نزديكان زياده‏طلب قرار مي‏گيرد. ولي اين اعتراض‏ها نبايد او را از ميدان حق بيرون كند يا نااميد شود، بلكه بايد با شكيبايي و استقامت، به وظيفه‏اش عمل كند و انتظار پاداش را تنها از خدا داشته باشد، هر چند عمل به حق از نفع او بكاهد. اين‏گونه افراد در نظر علي‏عليه السلام، برترين مردم نزد خدايند: «برترين مردم نزد خدا كسي است كه عمل به حق، براي او محبوب‏تر از باطل باشد، اگرچه حق از نفع او بكاهد و برايش مشكلاتي پيش آورد و باطل براي او منافعي فراهم سازد. » (45)

و - آمادگي براي مقابله با روي‏گردانان از حق

يكي ديگر از نشانه‏هاي كسي كه در راه حق استقامت مي‏كند آن است كه هميشه براي مبارزه با ظالمان و مخالفان حق و عدالت (در عين شناخت و همراهي امام معصوم زمان خويش) آماده باشد. حضرت علي‏عليه السلام در زمان خلافت‏خود، مردم خود را اين‏گونه مخاطب قرار مي‏دادند: «آماده شويد براي حركت‏به سوي گروهي كه از حق روي برگردانده و حق را نمي‏بينند و به ظلم كشيده شده و حاضر به پذيرش عدالت‏به جاي آن نيستند; از كتاب خدا فاصله گرفته‏اند و از راه راست منصرف گشته‏اند. » (46)

ز - مهم‏ترين صفت پرهيزگاران

پر واضح است كه حضرت علي‏عليه السلام در بسياري از سخنان خويش، به تقوا و صفات متقين اشاره مي‏كنند و عدل و حق‏گرايي متقين را در همه موارد مد نظر دارند: «نخستين مرحله عدالت پرهيزگار آن است كه خواسته‏هاي دل را بيرون كرده، حق مي‏گويد و به حق عمل مي‏كند و هيچ كار خيري نيست، جز آن‏كه براي انجامش به پا خاسته و از پاي نمي‏نشيند. » (47) در جاي ديگر مي‏فرمايند: «در محيط باطل وارد نمي‏شود و از دايره حق بيرون نمي‏رود. » (48) اميرمؤمنان علي‏عليه السلام تجسم عيني استقامت در راه حق با توصيف خود، همه پرهيزگاران و حق‏خواهان را اين‏گونه تعليم مي‏دهد: «به جان خودم سوگند كه در جنگ و نبرد با كسي كه به مخالفت‏برخاسته و به ضلالت و گم‏راهي افتاده است لحظه‏اي مسامحه و سستي نمي‏كنم. » (49)

4- موانع وصول به حق

در مسير حق موانعي پيش مي‏آيد كه بايد آن‏ها را دقيقا بازشناخت تا هنگام مواجهه بتوان با آمادگي كامل از آن‏ها گذشت. مي‏توان گفت: با شناخت معيارهاي «حق‏» و عمل بدان و استقامت در راه آن حق تا حد زيادي موانع و آفات حق بازشناسي و برطرف مي‏شود; مثلا; آن‏جا كه حق، اسلام، رسول خداصلي الله عليه وآله، قرآن، علي‏عليه السلام و اهل بيت پيامبرصلي الله عليه وآله حق هستند، هر چه جز آن‏هاست‏باطل و مانع وصول به حق است و بايد از آن پرهيز كرد. همچنين بر اساس معيار مشهور «هر چيزي با ضد شناخته مي‏شود. » (50) شناخت‏حق و عمل‏به‏آن با شناخت دوري‏كنندگان از آن امكان‏پذير است: «از حق فرار نكنيد، آن‏گونه كه انسان سالم از «گر» و تندرست از بيمار فرار مي‏كند. آگاه باشيد! هيچ گاه راه حق را نخواهيد شناخت، مگر كساني كه حق را ترك كرده‏اند، بشناسيد. » (51) اگر كسي‏موانع‏وصول به‏حق را نشناسد، به خطا مي‏رود، هر چند مانند اهل باطل نباشد: «كسي‏كه درجست‏وجوي حق‏بوده و خطا كرده مانند كسي نيست كه جوياي باطل بوده و آن را يافته است. » (52)

موانع شناخت‏حق

الف - پيروي از هواي نفس و آرزوهاي طولاني

هواپرستي معمولا همچون پرده‏اي به روي عقل انسان كشيده مي‏شود و حقيقت را در نظر او دگرگون مي‏نمايد و جز مقصود خود را نمي‏بيند و به غير آن نمي‏انديشد و بدين‏روي، از حق باز مي‏ماند. آرزوهاي دور و دراز آن‏چنان انسان را مشغول به خود مي‏كند كه هرچه غير از آن است فراموش مي‏گردد: «پيروي از هوا و هوس انسان را از حق باز مي‏دارد و آرزوهاي طولاني آخرت را به دست فراموشي مي‏سپارد. » (53) چنين كسي هر چند حق را مي‏بيند و مي‏شناسد، اما از حق دور مي‏ماند: «و آن دو (حكمين) حق را ترك كردند، در حالي كه خوب آن را مي‏ديدند، اما جور و ستم با هوس‏هاي آنان سازگار بود. لذا، با آن هم‏راه شدند. » (54) ناله و فرياد حضرت علي‏عليه السلام در شكايت از قوم خود به همين دليل است كه از حق دور شده‏اند: «آن‏گونه كه باطل را مي‏شناسيد، در پي شناخت‏حق بر نيامده‏ايد و آن‏چنان كه از حق دور شده و در نابودي حق مي‏كوشيد، براي از بين بردن باطل قدم برنمي‏داريد. » (55) آري، اگر كسي به جاي سخنان الهي و دستورات خدا، خواسته‏هاي خود را معيار قرار دهد و بر اساس آن عمل كند، مسلما به حق نمي‏رسد و به باطل سوق پيدا مي‏كند.

ب - اهميت ندادن به جهاد

هر چند عمل نكردن به هر يك از دستورات الهي به همان نسبت، انسان را از حق دور مي‏كند و مشكلات و گرفتاري‏هايي ايجاد مي‏كند، اما در اين ميان، ترك جهاد با دشمنان خدا، كه حريم اسلام و مسلمانان را مورد تجاوز قرار داده‏اند، بارزترين مانع وصول به حق - و به عبارتي نشانه باطل - است: «و آن‏ها به سبب نرفتن به جهاد و اهميت ندادن به آن، از راه حق دور گشته و به نكبت و بيچارگي گرفتار و از عدل و انصاف محروم شدند. » (56) حضرت علي‏عليه السلام در وصف برخي از كساني كه از هم‏راهي با او در نبرد خودداري كردند، چنين مي‏فرمايد: «آنان حق را تنها گذاشتند و باطل را ياري نكردند. » (57)

ج - كنجكاوي بي‏جا، نزاع و جدل

گاهي انسان دچار وسوسه‏هاي شيطاني مي‏شود و به كنجكاوي بي‏جا و جدل كشيده مي‏شود و در آشكارترين امور و حتي در يقين‏هاي اساسي، شك و ترديد مي‏كند. او در اين حالت، از حق فاصله گرفته است: «هر كس كنجكاوي بي‏جا نمايد، در راه حق قدم نگذاشته است. و هر كه از روي جهالت، نزاع و جدل پيشه كند، كوري او از حق پيوسته ادامه مي‏يابد. » (58)

د - فراموش كردن قيامت

منشا بسياري از گناهان، فراموشي روز جزاست. اگر انسان هميشه به ياد يامت‏باشد و پيوسته متذكر شود كه بايد جواب‏گوي همه اعمال خود باشد، مسلما به وادي باطل نمي‏افتد: «به خدا سوگند، ياد مرگ مرا از بازي و شوخي باز مي‏دارد. اما فراموش كردن قيامت، او (عمروعاص) را از گفتن حق منع مي‏كند. » (59)

ه- آميخته شدن حق و باطل; بدترين مانع

حضرت اميرعليه السلام در مورد خوارج فرمودند: «آنان سخن حقي را مستمسك قرار داده، از آن اراده باطل مي‏كنند. » (60) اين حالت، ديگران را به اشتباه مي‏اندازد و تشخيص حق از باطل در اين حالت‏بسيار سخت است; زيرا حق با باطل آميخته شده است. آن حضرت در خطبه 50 به طور مفصل و عالمانه، به اين موضوع اشاره كرده‏اند: «آغاز پيدايش فتنه‏ها، همان پيروي از هوس‏هاي آلوده و احكام و قوانين مجعول و اختراعي است; احكامي كه با كتاب خدا مخالفت دارد و جمعي بر خلاف حق و دين حق، به حمايت از آن برمي‏خيزند. اگر باطل از حق كاملا جدا مي‏شد، راه حق براي جوينده آن پوشيده نمي‏ماند واگر حق در ميان باطل پنهان نمي‏شد، دشمنان نمي‏توانستند از آن بدگويي كنند، اما قسمتي از حق و بخشي از باطل را مي‏گيرند و به هم مي‏آميزند. اين‏جاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مي‏شود و تنها آنان كه مورد رحمت‏خدا بوده‏اند، نجات مي‏يابند. » (61) آري، چنان حق و باطل آميخته مي‏شود كه مي‏فرمايد: «آگاه باشيد، به زودي پس از من زماني فرا خواهد رسيد كه چيزي پنهان‏تر از حق و آشكارتر از باطل نخواهد بود. » (62)

بدترين فساد در يك جامعه، پيدايش امور شبهه‏ناك (آميختگي حق و باطل) است كه موجب گسترش فساد و فتنه مي‏شود و در نتيجه، سخت‏ترين مانع حق نيز مي‏شود; زيرا قدرت تشخيص حق را از باطل از انسان سلب مي‏كند: «به زودي همه امور بر اين امت مشتبه مي‏شود و فتنه و فساد در ميان آنان گسترش مي‏يابد تا آن‏جا كه حق را از باطل تشخيص نمي‏دهند و به سختي در فتنه‏ها فرو مي‏روند. » (63)

ز - تجاوز از حق

از ديگر موانع حق‏گرايي تجاوز از حق است كه انسان را در تنگنا قرار مي‏دهد: «آن‏كه از حق تجاوز كند، در تنگنا قرار مي‏گيرد. » (64) آنان كه از حق دوري مي‏كنند و با تجاوز از حق پراكنده مي‏شوند، بدترين‏ضربات‏را، هم‏به‏خودوهم‏به‏اهل‏حق‏واردمي‏كنند. عميق‏ترين رنج‏هاي علي‏عليه السلام در زمان خود، از بيعت‏كنندگان خود همين بود كه اهل حق در عين حق بودن، پراكنده بودند و اهل باطل در عين علم به باطل بودن خود، اتحاد داشتند; مي‏فرمود: «شما بر حق خود اتحاد نداريد، در حالي كه دشمنان شما بر باطل خود اتفاق دارند و اين مايه خون دل خوردن و اندوه و تاسف است. به خدا سوگند، اجتماع و اتحاد اهل باطل بر باطلشان و جدايي و اختلاف شما در كارحقتان دل‏انسان رامي‏ميراند و اندوه و غم را پيش مي‏آورد. » (65) مسلم است كه‏نتيجه مساعدت نكردن‏اهل حق در اظهار و پاي‏داري حق، موجب تسلط اشرار و بدكاران مي‏شود: «اي مردم، اگر يكديگر را از ياري كردن و مساعدت حق باز نمي‏داشتيد و در به ذلت كشاندن باطل سستي نمي‏كرديد، هرگز دشمنانتان - كه از سنخ شما نيستند - طمع نمي‏كردند و بر شما مسلط نمي‏شدند. » (66)

5- سرانجام اهل باطل و اهل حق

الف - سرانجام اهل باطل

رهروان حق و باطل، هر دو سرانجام، دوران كوتاه عمر دنيايي خود را سپري كرده، با مرگ به ديار باقي مي‏شتابند: رهروان باطل، عمري را در راه باطل گذرانده و علي‏رغم همه هدايت‏ها، رسالت‏ها و دعوت‏هاي انبياي الهي‏عليهم السلام، از راه حق سرپيچي كرده، گذرگاهشان تنگ شده و به بي‏راهه مي‏افتند. اينان چون با حق به جنگ برخاسته‏اند، حق آنان را بر خاك مي‏افكند: «هر كس به جنگ با حق برخيزد، حق او را بر خاك مي‏افكند. » (67) همچنين مي‏فرمايد: «آگاه باشيد، هر كس از حق بهره نگيرد و استفاده نكند، باطل به او ضرر خواهد زد و هر كس با هدايت‏به راه راست كشانده نشود، ضلالت و گم‏راهي او را هلاك خواهد كرد. » (68)

اين سخن علي عليه السلام به عنوان يك سنت قطعي الهي شامل كساني نيز مي‏شود كه نه فقط خود گمراهند، بلكه ديگران را نيز از حق باز مي‏دارند. اينان مبغوض خدايند و دوري از رحمت و هلاكت و تباهي براي چنين كساني از جانب خدا حتمي است: «همانا پيشينيان شما به اين جهت هلاك و تباه شدند كه مردم را از كار حق باز داشتند و به باطل كشاندند و مردم نيز از آنان باطل را گرفته، آن‏ها را پيروي كردند. » (69)

اهل باطل - يعني آنان كه به حق پشت مي‏كنند - نه فقط مشمول نفرين و غضب الهي هستند، بلكه مورد نفرين بندگان صالح و شايسته خدا همچون علي‏عليه السلام و اهل بيت‏عليهم السلام نيز قرار مي‏گيرند: «پروردگارا، اگر اين‏ها حق را رد كردند، جماعتشان را هزيمت كن و اتحادشان را به پراكندگي مبدل ساز و بر اثر خطاهايشان، آنان را هلاك كن. » (70) مسلم است كه در پايان كار و آخرت، سرانجام نهايي كارشان‏جز آتش دوزخ چيز ديگري نخواهد بود: «هر كس در راه باطل بميرد، به سوي آتش مي‏رود. » (71)

ب - سرانجام اهل حق

راهيان حق، كه با سخن و عمل رهرو حق بوده و كسب رضاي خدا كرده‏اند، در ميان محبوب‏ترين بندگان خدا قرار مي‏گيرند: «به راستي، محبوب‏ترين بندگان خدا نزد پروردگار كسي است كه حق را بيان و به آن عمل مي‏كند. » (72) اين بندگان حق‏جو در مسير حق از هرگونه جان‏فشاني دريغ نكرده و با پاي‏داري وصف‏ناپذير و دوست‏داشتني، در راه حق جان مي‏سپارند. اينان از نظر علي‏عليه السلام شهيدند، هر چند در بستر جان دهند: «به راستي، هر يك از شما در بستر خويش بميرد، در حالي كه حق پروردگار و حق رسول خدا و حق خاندان پاك و اهل بيت او را به طور شايسته شناخته باشد، شهيد از دنيا رفته و اجر و پاداش او بر خداست. » (73) مسلما سرانجام اين گروه از بندگان صالح خدا بهشت‏برين در جوار حق خواهد بود: «هر كه در راه حق جان دهد، رهسپار بهشت مي‏شود. » (74) «پروردگارا اگر ما را بر دشمن (كافر بيروني، هواي نفس درون) پيروز ساختي، ما را از هرگونه نافرماني و سركشي دور دار و بر راه حق پايدارمان نگه‏دار. » (75)

پي‏نوشت‏ها:
 
1- راغب اصفهاني، المفردات في الفاظ القرآن، بيروت، دارالتراث العربي، ص 129، واژه «حق‏»
2- تاج العروس، ج 1، ص 432
3- فضل بن احمد طبرسي، مجمع البيان، ج 3، ص 78
4- المفردات، پيشين، ص 68
5- اقرب الموارد، ج 1، ص 88
6- قاموس قرآن، ج 1، ص 230
7- 8- 9- نهج‏البلاغه، خطبه 194 / خطبه 216 / حكمت 368
10- 11- 12- 13- 14- 15- 16- 17- 18- 19- 20- 21- 22- 23- 24- نهج‏البلاغه، در حكمت 262، علي عليه السلام به يكي از مسلمانان كه در انتخاب جانب علي عليه السلام وياطرف‏مقابل‏آن حضرت عليه السلام در جنگ جمل متحير مانده بود، فرمود:
«انك لم تعرف الحق فتعرف من اتاه و لم تعرف الباطل فتعرف من اتاه‏»;
تو حق را نشناختي تا آن‏كه حق را برگرفته است، بشناسي و باطل را نشناخته‏اي تا طرفدار آن را بشناسي‏» چنين كسي نه مي‏تواند حق را ياري كند و نه باطل را خوار كند. بنابراين، ابتدا بايد حق و باطل را شناخت تا بتوان اهل حق و باطل را نيز شناخت. / خطبه 16 / خطبه 205 / خطبه 198 / خطبه 195 / خطبه 128 / خطبه 72 / خطبه 16 / خطبه 133 / همان / خطبه 167 / خطبه 83 / خطبه 99 / خطبه 87 / خطبه 239
25- محمدباقرمجلسي، بحارالانوار، ج‏13، ص‏187/ مولي‏محسن‏فيض‏كاشاني، المحجة البيضاء، ج 1، ص 269 / ترمذي، سنن، ج 1، ص 78 / همچنين ر. ك. به: علامه اميني، الغدير، چاپ سوم، تهران، اسلاميه، 1372، ج‏2، ص‏211-320
26- 27- نهج‏البلاغه، خطبه 197 / خطبه 74
28- شيخ حر عاملي، مجموعه احاديث قدسي، مكتب اسلام، 1370، ص 79
29- جارالله زمخشري، تفسير كشاف، چاپ سوم، تهران، اسلاميه، 1364، ج 1، ص 144
30- 31- 32- 33- 34- 35- 36- نهج‏البلاغه، حكمت 184 - 185 / خطبه 24 / نامه 62 / همان / خطبه 2 / خطبه 33 / همان
37- محمدبن‏جرير طبري، تاريخ طبري، بيروت، دارصادر، 1986، ج 6، ص 85
38- 39- 40- 41- 42- 43- 44- 45- 46- 47- 48- 49- نهج‏البلاغه، نامه 47 / خطبه 29 / خطبه 16 / نامه 31 / خطبه 196 / خطبه 130/ نامه 53/ خطبه 125 / همان/خطبه 87/ خطبه 193 / خطبه 24
50- «تعرف الاشياء باضدادها» (ضرب المثل مشهور)
51- 52- 53- 54- 55- 56- 57- 58- 59- 60- 61- 62- 63- 64- 65- 66- 67- نهج‏البلاغه، خطبه 147/ خطبه 61/ خطبه 42 / خطبه 137 / خطبه 147 / خطبه 27 / حكمت 18 / حكمت 30/ خطبه 84/ خطبه 40 / خطبه 50 / خطبه 147 / خطبه 164 / نامه 31 / خطبه 27 / خطبه 166 / حكمت 400
68- حكمت 188. براي‏اين جمله دومعناذكر شده است: نخست اين‏كه هر كس در برابر افراد نادان حق را اظهار كند و از آن جانب‏داري نمايد هلاك مي‏شود; يعني شخصيتش تخريب مي‏گردد و جاهلان با مسخره كردن، او را هلاك مي‏كنند; زيرا اينان به حق نادان هستند و چون نمي‏خواهند و نمي‏توانند آن رادرك‏كنند، حق‏را بي‏ارزش جلوه داده، شخصيت گوينده را از بين مي‏برند. (ابن ميثم بحراني، شرح نهج‏البلاغه، تهران، اسلاميه، 1379 ق. ) معناي ديگر اين‏كه هر كس در ربابر حق بايستد و بخواهد با آن مقابله كند، هلاك مي‏گردد.
69- 70- 71- 72- 73- 74- 75- نامه 79/ خطبه 124/ نامه 17/ خطبه 86/ خطبه 191/ نامه 17/ خطبه 171
منبع:فصلنامه معرفت

[ چهارشنبه 1393/03/14 ] [ 15:48 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

حکايت برادران ظالم
شنيدم که در مرزي از باختر
برادر دو بودند از يک پدر
سپهدار و گردن کش و پيلتن
نکو روي و دانا و شمشيرزن
پدر هر دو را سهمگن مرد يافت
طلبکار جولان و ناورد يافت
برفت آن زمين را دو قسمت نهاد
به هر يک پسر، زان نصيبي بداد
مبادا که بر يکدگر سر کشند
به پيکار شمشير کين برکشند
پدر بعد ازان، روزگاري شمرد
به جان آفرين جان شيرين سپرد
اجل بگسلاندش طناب امل
وفاتش فرو بست دست عمل
مقرر شد آن مملکت بر دو شاه
که بي حد و مر بود گنج و سپاه
به حکم نظر در به افتاد خويش
گرفتند هر يک، يکي راه پيش
يکي عدل تا نام نيکو برد
يکي ظلم تا مال گرد آورد
يکي عاطفت سيرت خويش کرد
درم داد و تيمار درويش خورد
بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت
شب از بهر درويش، شب خانه ساخت
خزاين تهي کرد و پر کرد جيش
چنان کز خلايق به هنگام عيش
برآمد همي بانگ شادي چو رعد
چو شيراز در عهد بوبکر سعد
خديو خردمند فرخ نهاد
که شاخ اميدش برومند باد
حکايت شنو کودک نامجوي
پسنديده پي بود و فرخنده خوي
ملازم به دلداري خاص و عام
ثناگوي حق بامدادان و شام
در آن ملک قارون برفتي دلير
که شه دادگر بود و درويش سير
نيامد در ايام او بر دلي
نگويم که خاري که برگ گلي
سرآمد به تاييد ملک از سران
نهادند سر بر خطش سروران
دگر خواست کافزون کند تخت و تاج
بيفزود بر مرد دهقان خراج
طمع کرد در مال بازارگان
بلا ريخت بر جان بيچارگان
به اميد بيشي نداد و نخورد
خردمند داند که ناخوب کرد
که تا جمع کرد آن زر از گر بزي
پراگنده شد لشکر از عاجزي
شنيدند بازارگانان خبر
که ظلم است در بوم آن بي هنر
بريدند ازان جا خريد و فروخت
زراعت نيامد، رعيت بسوخت
چو اقبالش از دوستي سربتافت
بناکام دشمن بر او دست يافت
ستيز فلک بيخ و بارش بکند
سم اسب دشمن ديارش بکند
وفا در که جويد چو پيمان گسيخت؟
خراج از که خواهد چو دهقان گريخت؟
چه نيکي طمع دارد آن بي صفا
که باشد دعاي بدش در قفا؟
چو بختش نگون بود در کاف کن
نکرد آنچه نيکانش گفتند کن
چه گفتند نيکان بدان نيکمرد؟
تو برخور که بيدادگر برنخورد
گمانش خطا بود و تدبير سست
که در عدل بود آنچه در ظلم جست
يکي بر سر شاخ، بن مي بريد
خداوند بستان نگه کرد و ديد
بگفتا گر اين مرد بد مي کند
نه با من که با نفس خود مي کند
نصيحت بجاي است اگر بشنوي
ضعيفان ميفگن به کتف قوي
که فردا به داور برد خسروي
گدايي که پيشت نيرزد جوي
چو خواهي که فردا بوي مهتري
مکن دشمن خويشتن، کهتري
که چون بگذرد بر تو اين سلطنت
بگيرد به قهر آن گدا دامنت
مکن، پنجه از ناتوانان بدار
که گر بفگنندت شوي شرمسار
که زشت است در چشم آزادگان
بيفتادن از دست افتادگان
بزرگان روشندل نيکبخت
به فرزانگي تاج بردند و تخت
به دنباله راستان گژ مرو
وگر راست خواهي ز سعدي شنو

[ چهارشنبه 1393/03/14 ] [ 15:34 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

مراسم تودیع و تجلیل از امام جمعه اسلام آباد غرب برگزار شد
امام جمعه اسلام‌آباد غرب 1

با حضور مسئولان محلی/

 تودیع و تجلیل از حجت‌الاسلام سید شجاع‌الدین ابطحی، امام جمعه اسلام‌آبادغرب با حضور مسئولان محلی و اقشار مختلف مردم در تالار شهرداری این شهر برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، نماینده مردم اسلام آبادغرب در مجلس شورای اسلامی در این مراسم اظهار کرد: مردم‌داری و موضع‌گیری‌های به موقع دو خصیصه بارز امام جمعه اسلام‌آباد غرب است که در طول شش سال گذشته دوشادوش مردم در صحنه‌ها حضور داشتند.

علی جلیلیان افزود: حجت‌الاسلام ابطحی شجاعانه در تمامی مراحل انتخابات در شهرستان اسلام‌آباد غرب از حق دفاع می‌کردند و براساس وظیفه و مسئولیت خطیرشان با انتقادات سازنده راهگشای امور بود.

امام جمعه سابق اسلام‌آباد غرب در این مراسم گفت: به هرحال این یک سنت است که هر معارفه‌ای، تودیعی دارد و من هم از این قانون مستثنی نیستم و متأسفانه مشکلات خانوادگی مانع از توفیق خدمت بیشتر بنده به مردم اسلام‌آباد غرب شد.

حجت‌الاسلام سید شجاع‌الدین ابطحی افزود: خداوند را شکرگزار هستم که بخشی از عمرم  را در خدمت مردمی بودم که در راه خدا شهدای زیادی داده‌اند و در جنگ سختی بسیار کشیده‌اند و یکی از سرمایه‌های عمرم همین مدت توفیق خدمت به مردم اسلام‌آباد غرب است.

امام جمعه پیشین اسلام‌آباد غرب گفت: هیچ‌کسی نمی‌تواند مدعی بشود که وظایف خود را تمام و کمال انجام داده است و اگر کوتاهی در حق مردم شده از آنان عذرخواهی می‌کنم و آرزوی من این بود که وقتی از این شهر می‌روم در تمام محلات مسجد باشد.

حجت‌الاسلام ابطحی افزود: من در برابر آن خانم شرمنده هستم که با مراجعه به دفتر بنده اظهار کرد که محله‌شان مسجد ندارد و حاضر است برای ساخت مسجد طلاهای خود را بدهد تا صدای اذان در محله آنها طنین‌انداز شود.

این استاد حوزه و دانشگاه در توصیف زمان زودگذر عمر گفت: پیامبر اسلام (ص) در حدیثی می‌فرمایند که روزگاری می‌آید زمان‌ها به هم نزدیک می‌شود، سال مثل ماه می‌گذرد و ماه مثل هفته می‌گذرد و هفته مثل روز و روز مثل ساعت و ساعت مثل برگی درختی که آتش می‌گیرد در چند لحظه می‌سوزد و از بین می‌رود.

حجت‌الاسلام ابطحی با تشکر از مردم و مسئولان شرکت کننده در مراسم تودیع خود اظهار کرد: بنده به عنوان یک طلبه به این شهر آمدم و به عنوان یک طلبه در مکان دیگری از این کشور اسلامی به خدمت خواهم پرداخت.

[ دوشنبه 1393/02/08 ] [ 13:16 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

تقدیر وتشکر از زحمات شورای اسلامی روستای امامیه سفلی
 تشکر وسپاس از زحمات شورای اسلامی امامیه سفلی بخاطر عملکرد خیلی عالی که در مدت این چند وقت کوتاهی که به عنوان شورای روستای امامیه سفلی انتخاب شده اندهمچنین از زحمات جناب آقای عبدالرضا شهبازی و اعضای شورای پیشین که اقدامات خیلی خوبی انجام داده بودند سپاس و قدردانی می شود.:

 

۱- جدول کشی وفاضلاب کشی کوچه ها وخیابان اصلی

 2- طرح درختکاری حریم جاده اصلی روستا

 3- نصب آنتن تلفن همراه اول

 4- احداث غسالخانه وسایه بان کنار گلزار شهدای امامیه سفلی

5- دنباله رو  امور اداری اهالی روستا به طور خیلی جدی

 

 آرزوی سلامتی و موفقیت اعضای شورای امامیه سفلی  که عبارتند از :

1- یوسف صفری2-موسی صفری3- مراد محمدی

[ سه شنبه 1393/02/02 ] [ 17:58 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

فهرست دفاتر ICT روستائی شهرستان سرپل ذهاب

 

ساعت کار دفتر

 

خدمات قابل ارائه  در دفتر

 

کارگزار

 

روستا

 

شهرستان

 

ردیف

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

غلامرضا نوری

سراب قلعه شاهین

سرپل  ذهاب

1

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

هادی مرادی

سرباغ گلین

سرپل  ذهاب

 

2

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

منصور قاسمی

نقاره کوب

سرپل  ذهاب

 

3

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

علی احمد محمودی

امامیه

سرپل  ذهاب

 

4

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

علی زمان شیر محمدی

حبیب ونـــــد

سرپل  ذهاب

5

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

محمدجان حیدری

،آئینه

سرپل  ذهاب

6

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

اردشیررنجبر

سرابله

سرپل  ذهاب

7

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

فرهاد قیطاسی

پاتاق

سرپل  ذهاب

8

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

رضانظری

گاوچالی

سرپل  ذهاب

 

9

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

میثم شاهمرادی

قره بلاغ

سرپل  ذهاب

 

10

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

ابراهیم عبدی

کوئیک

سرپل  ذهاب

11

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

طاهره عیدی

زعفران

سرپل  ذهاب

12

08:00تا14:30

قبول مرسولات قرادادی-توزیع پیشتاز-سفارشی وعادی –توزیع قبوض گاز-تلفن

کیومرث صفری

پادگان ابوذر

سرپل  ذهاب

13

[ دوشنبه 1393/02/01 ] [ 11:34 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

جام قهرمانی بر دستان جوان رشید سرپل ذهابی

بختیار رحمانی، کاپیتان تیم فوتبال فولاد خوزستان قهرمان لیگ برتر فرزند رشید سرپلذهاب است که با قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران اولین کسی بود که جام قهرمانی را بالای سر برد.

رحمانی  متولد ۱۳۶۸ در سرپل ذهاب بازیکن فوتبال ایرانی و کاپیتان فولاد خوزستان در لیگ برتر فوتبال ایران است. او در سال ۱۳۸۵ به عضویت تیم نوجوانان فولاد درآمد. او یک سال بعد در ۱۷ سالگی به تیم بزرگسالان باشگاه منتقل شد و از ابتدای لیگ دوازدهم کاپیتان فولاد است. بختیار رحمانی تاکنون در همه رده‌های سنی برای تیم ملی فوتبال ایران به میدان رفته و سابقه کاپیتانی تیم ملی امید را دارا می‌باشد.

به گزارش مهر، بختیار رحمانی که سابقه طولانی از حضور در باشگاه فولاد خوزستان را دارد از رده جوانان به عضویت این باشگاه درآمد و پس از آن با پوشیدن پیراهن امیدهای فولاد توانست نقش یک بازیکن قابل اطمینان را در جمع تیمش پیدا کند و به تیم بزرگسالان فولاد برسد.

فولاد خوزستان قهرمان لیگ برتر شد

[ یکشنبه 1393/01/24 ] [ 9:46 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

سال1393 مبارک

[ دوشنبه 1392/12/26 ] [ 13:28 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

سرپلذهاب آماده پذیرایی و استقبال از مهمانان نوروزی است
فرماندار شهرستان سرپلذهاب با بیان اینکه تمهیدات لازم برای استقبال از مسافران نوروزی اندیشیده شده است گفت: با توجه به موقعیت جغرافیایی ، آب و هوایی و تاریخی ، شهرستان سرپل ذهاب آماده پذیرایی از مهمانان نوروزی و کاروانهای راهیان نور است .

فرماندار شهرستان در جلسه برنامه ریزی برنامه های استقبال از مهمانان نوروزی و کاروانهای راهیان نور  که  در محل اردوگاه سراب گرم شهرستان سرپل ذهاب تشکیل شد.با اشاره به موقعیت جغرافیایی ، آب و هوایی و تاریخی شهرستان، سرپل ذهاب را یکی از مکانهای تفریحی دانست که هر ساله تعداد زیادی مسافر از استانهای همجوار به این منطقه مسافرت می کنند و از نقاط تاریخی و طبیعی و زیارتی آن دیدن می نمایند .

میرزا مراد پیرو به نقش مهم ستاد مهمانان نوروزی اشاره داشت و خاطر نشان شد : با توجه به فرا رسیدن بهار طبیعت و آغاز سفرهای نوروزی  باید تمهیدات لازم برای استقبال  و رفاه حال مسافران و گردشگران به این شهرستان اندیشیده شود .

وی افزود: سرپلذهاب  از هم‌اکنون برای پذیرایی از مهمانان نوروزی آماده است و تمامی برنامه های لازم برای اسکان و اقامت مسافران در این شهرستان فراهم شده تا کسانی‌که این شهر تاریخی  را برای تعطیلات نوروز انتخاب می‌کنند، خاطره خوشی را با خود ببرند.

فرماندار شهرستان در  ادامه گفت : شهرستان سرپل ذهاب دارای ۲۴۱ آثار باستانی است و اظهار داشت: هر ساله تعداد زیادی از گردشگران برای آشنایی با این آثار تاریخی از دیگر استانهای کشور به شهرستان می آیند و در صورت معرفی و شناساندن درست این آثار می توانیم صنعت گردشگری را در این شهرستان رونق بخشیم.

پیرو در این راستا افزود :  از جاذبه های تاریخی فرهنگی و طبیعی این شهرستان می توان به گوردخمه دکان داوود،زیج منیژه، حوض منیژه،  بنای یادمانی تاق گرا، نقش برجسته اشکانی میان کل،  نقش برجسته گودرز شاه، برد عاشقان، قلعه گبری، قلعه شاهین، مقبره احمد بن اسحاق، آبشار پیران و سرابگرم اشاره نمود که هر ساله تعداد بازدید کنندگان زیادی را به خود اختصاص می دهد.

ایشان شهرستان را یکی از مناطق هدف راهیان نور دانست و تصریح نمود : با آغاز تعطیلات عید در کنار مسافرهای نوروزی کاروانهای راهیان نور نیز به این شهرستان خواهند آمد و از مناطق عملیاتی یادمان شهدای بازی دراز و پادگان ابوذر ، یادمان شهدای گمنام ، یادمان شهید شیرودی ، کورموش ، زیارتگاه شهدای قراویز بازدید به عمل می آورند.

فرماندار شهرستان در ادامه به برپایی ۷۰ تخته چادر هلال احمر در ورودی شهرستان ، تجهیز ۱۳ مدارس و خانه معلم و ۹۱ کلاس برای اسکان مهمانان نوروزی و کاروانهای راهیان نور ، تامین روشنایی و نصب شیر آب آشامیدنی در محل اسکان مهمانان نوروزی ، ساماندهی سرویس های بهداشتی پارکها و اماکن اقامتی و زیارتی ، تعمیر و لکه گیری تابلوهای شهر و خط کشی جاده های برون شهری ، برپایی نمایشگاههای صنایع دستی ، نظارت بر قیمت کالاها و جلوگیری از گرانفروشی ، کنترل ترافیک ،کنترل مسائل امنیتی و راهیان نور ، استقرار امکانات جاده ایی و پلیس راه در مناطق حادثه خیز ، فعالیت داروخانه های شبانه روزی در ایام تعطیل ، زیبا سازی معابر سطح شهر  اهم برنامه هایی بود که پیرو در ادامه به آنها اشاره کرد.

[ دوشنبه 1392/12/26 ] [ 9:34 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

سه امتیاز آسیایی فولاد با گل بختیار رحمانی
اخبارات سرپل زهاب:بختیار رحمانی فوتبالیست شایسته سرپل زهابی تیم فولاد خوزستان با گلزنی خود اولین سه امتیاز آسیایی را برای تیم شهر اهواز دشت کرد و علاوه بر اینکه شادی و نشاط را برای مردم شهر اهواز به همراه آورد نام خود را نیز در فوتبال آسیا بر سر زبانها انداخت بگونه ای که سایت رسمی کنفدراسیون فوتبال آسیا در تحلیلی بعد از بازی با اشاره به گلزنی کاپیتان بختیار رحمانی عکس او را در تیتر اصلی خود قرار داد.
رحمانی در پایان این دیدار نیز با انتخاب کارشناسان به عنوان برترین بازیکنان دیدار برگزیده شد.این افتخار بزرگ را به رحمانی و جامعه فوتبالی شهرستان سرپل زهاب تبریک عرض می کنیم.

[ سه شنبه 1392/12/20 ] [ 9:35 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

مراسم تودیع و تجلیل از حجت‌الاسلام سید شجاع‌الدین ابطحی، امام جمعه اسلام‌آبادغرب با حضور مسئولان محل
 

در این مراسم  نماینده مردم اسلام آبادغرب در مجلس شورای اسلامی بیان داشت مردم‌داری و موضع‌گیری‌های به موقع دو خصیصه بارز امام جمعه اسلام‌آباد غرب است که در طول شش سال گذشته دوشادوش مردم در صحنه‌ها حضور داشتند.

علی جلیلیان افزود: حجت‌الاسلام ابطحی شجاعانه در تمامی مراحل انتخابات در شهرستان اسلام‌آباد غرب از حق دفاع می‌کردند و براساس وظیفه و مسئولیت خطیرشان با انتقادات سازنده راهگشای امور بود.:.

حجت‌الاسلام سید شجاع‌الدین ابطحی افزود: خداوند را شکرگزار هستم که بخشی از عمرم  را در خدمت مردمی بودم که در راه خدا شهدای زیادی داده‌اند و در جنگ سختی بسیار کشیده‌اند و یکی از سرمایه‌های عمرم همین مدت توفیق خدمت به مردم اسلام‌آباد غرب است.

امام جمعه پیشین اسلام‌آباد غرب گفت: هیچ‌کسی نمی‌تواند مدعی بشود که وظایف خود را تمام و کمال انجام داده است و اگر کوتاهی در حق مردم شده از آنان عذرخواهی می‌کنم و آرزوی من این بود که وقتی از این شهر می‌روم در تمام محلات مسجد باشد....

حجت‌الاسلام ابطحی با تشکر از مردم و مسئولان شرکت کننده در مراسم تودیع خود اظهار کرد: بنده به عنوان یک طلبه به این شهر آمدم و به عنوان یک طلبه در مکان دیگری از این کشور اسلامی به خدمت خواهم پرداخت.

در ادامه این مراسم مهندس جلیلیان سرپرست فر مانداری اسلام آباد غرب از خدمات و زحمات حجه الاسلام ابطحی امام جمعه سابق اسلام آباد غرب قدردانی و برای ایشان آرزوی توفیق و سعادت در مسئولیت  آینده نمود

بعد از پایان مراسم مردم و مسئولین امام جمعه سابق اسلام آباد غرب را تا گردنه مرصاد بدرقه کردند

 

 

[ پنجشنبه 1392/12/15 ] [ 9:58 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

خداحافظی حجت الاسلام ابطحی امام جمعه اسلام آبادغرب با مردم این شهرستان
 

 حجت الاسلام شجاع الدین ابطحی نماینده ولی فقیه و امام جمعه اسلام آبادغرب امروز و در نماز جمعه با مردم اسلام آبادغرب وداع کرد این در حالی است که تاکنون هیچ صحبتی از رفتن ایشان در میان نبوده است.

حجت الاسلام ابطحی سالهای زیادی است که در اسلام آبادغرب این مسئولیت را بر عهده دارد.

امروز اعلام شد که علت رفتن ایشان تقاضای انتقالی شخص وی بوده است.

[ شنبه 1392/12/10 ] [ 10:4 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

معیارهای درست و غلط انتخاب همسر- مشکلات وموانع ازدواج درست
کدام معیار، باید سراغ انتخاب «شریک زندگی‏» رفت، یا به درخواست و پیشنهاد یک ازدواج، “آری‏” گفت؟ آری گفتنی که بار سنگین یک عمر را بر دوش انسان می‏گذارد! “

براستی معیارهای درست یک ازدواج خوب و موفق و ماندگار چیست؟

چرا اکثریت انتخاب های ما در جامعه امروزی نادرست و نامناسبند و روابطی را که حتی بر اساس عشق بنا کرده ایم شکننده و متزلزلند ؟

چرا اکثریت روابط امروزی به شکست و جدایی منجر می شوند؟

چرا با وجودی که همه ما تشنه عشق هستیم و ان را بعنوان ضرروری ترین عنصر ازدواج می دانیم و محترم می شماریم اما این عشق در زندگی با گذشت زمان ؛ دیر یا زود محو و کمرنگ می شود؟

به عقیده شما مهمترین معیار یا معیارهای یک ازدواج / رابطه موفق و ایده آل و ماندگار چیست؟

اکثر افراد تنها عشق – عشقی که در آن جایگاهی برای عقل و خرد وجود ندارد یا بعبارتی دیگر عشقی که بدون اگاهی و شناخت صورت می پذیرد – را مهمترین معیار انتخاب همسر آینده خود در نظر می گیرند. عشقی که بر پایه احساسات و هیجانات زودگذر بنا شده است. اکثر اوقات عشق و علاقه ، چشم بصرت ما را از دیدن واضح ترین چیزها و آشکارترین عیب ها و کاستی ها و نقصان ها غافل می سازد و به همین دلیل است که بجای این که عشق مایه سعادت و خوشبختی ما شود باعث تباهی و سرخوردگی و رنج ما خواهد شد.

زمانی که عاشق می شویم و دیگری را عاشقانه دوست داریم؛ تصور می کنیم که این عشق مایه آرامش و شادی و سعادت زندگی مشترک ما خواهد بود. خود را عاشق ترین و وفادارترین عشاق قلمداد می کنیم و می پنداریم که به پشتوانه این عشق قادر خواهیم بود بر هر نوع مشکل و مانعی فائق می آئیم و خود را خوشبخت ترین موجود روی زمین می دانیم اما غافل از این هستیم که هیچ تضمینی برای عشق امروز و دیروز ما که تنها بر اساس احساسات شکل گرفته است، نیست.

همه ما بخوبی این واقعیت را صحه می گذاریم که اکثر روابط عاشقانه امروزی حتی در کوتاه مدت از بین رفته و هیچ تعهد و اعتبار و تضمینی برای آن وجود ندارد. آنوقت است که مات و مبهوت می مانیم و تنها نظاره گر ان هستیم و شاید بسیاری از ما از خود بارها و بارها بپرسیم که براستی آن همه عشق و شور و تعهد بکیباره بکجا رفت؟

اکثر روابط عاشقانه ای که به جدایی و بن بست ختم می شوند در ابتدا بسیار پرشور بوده اند. اما آیا تا بحال شده است که دلایل جدایی و ناسازگاری و شکست روابطمان را بازبینی و تجزیه و تحلیل کنیم و و دلایل ان را ریشه یابی کنیم؟

عشق و عشق ورزیدن یک هنر است و باید فنون و ابزار این هنر را شناخت؛ هم از جنبه نظری و هم از جنبه عملی ان. اما اکثر ما متاسفانه بدون آن که با هنر پویا و زایای عشق ورزیدن آگاهی و شناخت کامل داشته باشیم ، عشق می ورزیم. فراموش نکنیم که جامعه امروزی و بعبارتی دیگر زندگی کنونی ما با گذشته تفاوت های فاحش بسیاری دارد. نوع کنونی زندگی حتی بر نوع و نحوه عشق ورزیدن ما تاثیر بسزایی گذاشته و معیارهای ما را دچار دستخوش و تغییر و تحول شگرف و عظیمی نموده است. بنابراین لازمه این که عشق بتواند مایه خوشبختی و سعادت و آرامش ما را فراهم نماید این است که در وهله اول با هنر عشق ورزیدن آشنا شویم و عشق ما با شناخت و بصورت آگاهانه صورت پذیرد و در وهله دوم عناصر و معیارهای مهم و ضروری دیگری را نیز چاشنی این عشق کنیم. معیارها و عناصری که بدون در نظر گرفتن آنها مسلما روابط عاشقانه ما را به بن بست و شکست مواجه می نماید.

زمانی که احساسات و هیجانات متزلزل و زودگذر ، معیارهای غلط ، هوس های زودگذر و شناخت های ناقص با انگیزه های مادی و سودجویانه در این مسئله مهم ازدواج نقش اصلی را ایفا می کنند، مسلما کار به همان جایی ختم می شود که همه ما شاهد آن هستیم و نمونه های بسیاری را در گوشه و کنار خود می بینیم. عشق باید مایه رشد، تعالی، آرامش، شادی، ارضاء ، عزت نفس و سعادت ما شود و این تنها زمانی میسر است که با شناخت و اگاهی صورت پذیرد و معیارهای دیگر را نیز با شناخت و آگاهی در نظر بگیریم در غیر اینصورت این عشق مایه تباهی و سرخوردگی و شکست و رنج و عذاب ما خواهد بود.

روابط عاشقانه پرشور بسیاری از ما به شکست و جدایی انجامیده و یا بکلی در کوتاه مدت یا دراز مدت از بین رفته و آسیب های روحی و روانی جدی و چشمگیری بر ما وارد ساخته است. و یا اینکه در صورت تداوم مجبوریم که یک عمر در زیر یک سقف با کسی سر کنیم که دیگر هیچ گونه شور و عشق و علاقه ای بین ما حکمفرما نیست و مسلما در این صورت درگیر عواقب و اثرات سوء و مخرب ان خواهیم بود.

بسیاری از افراد زیبایی و جذابیت های ظاهری را اولین و مهمترین معیار ازدواج در نظر می گیرند.زیبایی یک ملاک مهم است در صورتی که این زیبایی با پاکدامنی و نجابت و تعهد همراه باشد و در تعارض با آن نباشد. این را هم فراموش نکنیم که زیبایی و جذابیت های ظاهری افراد به مرور زمان رو به زوال است و بسان یک گل به پژمردگی می گراید. شایسته است علاوه بر زیبایی های ظاهری و جسمانی هر کس زیبایی های معنوی و روحانی را نیز در نظر بگیرد.

زيبائي خاكي و جسماني سايه اي از زيبائي روحاني است و بر آن است كه هر كسي بايد زيبائي دنيوي را که انعكاس زيبائي ملكوتي است در نظر بگيرد تا به درك زيبايي ملكوتي توفيق يابد . زيبايي راستين كه ما تنها انعكاس سايه اي از آنرا مي بينيم جهاني تر و پر معني تر از زيبائي جسماني است چرا كه اين زيبائي جسماني تداومي ندارد و با مرور زمان به زوال و پيري مي گرايد. اسپنسر غزلسرای معروف انگلیسی در یکی از غزلهای زیبای خود در این باره می گوید:

" امروز مردم تورا زيبا مي نامند و تو گفته ي آنان را باور مي داري به اين دليل كه خودت هر روز چنين مشاهده مي كني .اما من زيبايي راستين يعني سيرت نيكو و متقي را بسيار بيشتر تمجيد مي كنم . هر زيبايي ديگري هر قدر هم كه زيبا باشد زوال مي پذيرد و ظاهر شكوهمندي اش فنا مي شود . اما آن زيبايي جاودان و آزاد از قيد زوال شكننده است كه وجودش پس از جسم متوارم است .تنها آن زيبايي راستين است و دليل بر آن است كه تو ، مقدسي و تو را خاستگاهي آسماني است . از روح القدوس آمده اي هم او كه از وي كمال زيبايي راستين در روز ازل سرچشمه گرفت . تنها او زيباست و آنچه را كه او زيبا آفريده است . هر زيبائي ديگري بسان گلها زود پژمرده مي شود ."

و حضرت محمد (ص) می فرماید:

" کسی که با زنی به خاطر مال و دارایی ازدواج کند، خداوند او را به حال خود واگذار می‏کند و کسی که به خاطر جمال و زیبایی با او ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید! و کسی که به خاطر ایمان و ارزش‏های دینی، با او ازدواج نماید، خداوند همه آن امتیازات مادی و ظاهری را برای وی فراهم می‏کند."

متاسفانه یکی از اساسی ترین و مهمترین فاکتورهایی که در جامعه و زندگی کنونی روز به روز نادیده انگاشته می شود و کمرنگ و تار شده است ارزش ها و خصائص اخلاقی ، معنویت و انسانیت است. ذکر این نکته حائز اهمیت است که مذهبی بودن با معنوی بودن کاملا متفاوت است.

به عقیده من، شناخت و تفاهم معنوی و فرهنگی و در نظر گرفتن فضائل اخلاقی و انسانی، خوش خلقی ، اصالت خانوادگی و امثال آنها از عناصر و فاکتورها و معیارهای مهم زندگی مشترک و ازدواج هستند. افرادی که نسبت به ارزشها، باورها و اعتقادات، دیانت و معنویت و فضائل اخلاقی سهل انگارو یا بی بند و بارترند مسلما به مراتب بیشتر از بقیه افراد روابط سست و متزلزلی خواهند داشت و ازدواج کردن با چنین افرادی به شکست و تباهی منجر خواهد شد.

تنها به زیبایی و جذابیت های ظاهری افراد، سوابق تحصیلی و مادیات آنها دلخوش و اکتفا نکنید چرا که عشق را تنها عشق کافی است و عشقی که بخاطر اهداف سودجویانه یا معیارهای نادرست و غلط بنا شده باشد دیری نمی پاید که از بین می رود.

دیانت و معنویت و باورها و اعتقادات و اصالت خانوادگی افراد نقش مهمی در انتخاب همسر دارد. افراد بی بند و بار - انهایی که پاییندبه اصوا و فضائل انسانی و معنویت و دیانت و اعتقادات نیستند - فرد مناسبی برای انتخاب همسر نیستند. فردی را انتخاب کنید که علاوه بر این که به او صادقانه عشق می ورزید شناخت و تفاهم کافی ( از لحاظ معنوی...اقتصادی...فرهنگی ...ظاهری...سن و تحصیلات...خلق و خوی و غیره) نیز نسبت به او داشته باشید.

شایسته است از لحاظ سن و تحصیلات ، معلومات و مادیات نیز زن و مرد در تناسب باشند. اگر چه بواسطه عشقی واقعی و آگاهانه می توان بر بسیاری از موانع فائق آمد و از عدم تفاهم ها و سلایق و عقاید جزئی چشم پوشی نمود اما در بسیاری از مواقع عدم تفاهم فرهنگی، مادی، سنی و تحصیلی مشکلاتی را بوجود خواهد آورد.

با کسی ازدواج کنید که به مفهوم واقعی کلمه به او عشق ورزید و نسبت به روابط خود متعهد باشید. تعهد و وفاداری شرط بقای روابط است و بدون آن روابط از هم پاشیده خواهد شد.

 

  ملاک‌های غلط ازدواج

 

سلامتیران: از خیلی‌ها که درباره معیارهای ازدواج می‌پرسیم، پاسخ می‌شنویم: برای من فقط عشق کافیست... من تنها یک معیار دارم و آن ایمان است... خانواده دار بودن طرف مقابل، شرط ازدواج من است... این شرط و شروط‌ها و معیار‌ها اگرچه همه ضروری و مهم هستند اما نمی‌توانند به تنهایی ملاک ازدواج شما قرار گیرند. عشق، ایمان و جایگاه خانوادگی همه و همه در کنار معیارهای جزئی و کلی دیگری معنا می‌شوند که اگر از آن‌ها غافل شوید، بدجور زندگیتان را به بن بست می‌کشانند.

در این بین، معیارهایی هستند که این روز‌ها زیاد نمونه‌های آن را می‌بینید و البته نتایج تلخشان هم به اندازه کافی دور و برتان به چشم می‌خورد. چشمانتان را باز کنید و از ازدواج‌های تک ملاکی با این خصوصیات بپرهیزید.

۱. ازدواج‌های سیاسی

ازدواج‌هایی که فقط بر پایه شباهت ایدئولوژی سیاسی شکل می‌گیرد. بسیاری از این افراد بعد از ازدواج می‌فهمند که شباهت ایدئولوژی سیاسی در زندگی هرگز به تنهایی ملاک نیست. یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که دامنگیر این گونه ازدواج‌ها می‌شود، اختلافات شدید مالی و اقتصادی است.

از مشکلات دیگر ازدواج‌های سیاسی این است که نگرش سیاسی افراد به خصوص در کشورهای درحال توسعه می‌تواند حتی روز به روز تغییر کند و این مساله زندگی زوج‌ها را دستخوش تلاطم می‌کند.

۲. ازدواج یک دختر با پسر مقیم خارج از کشور

اگرچه تمایل پسر به ازواج با دختر هموطن به ظاهر امری ارزشمند است اما بسیاری از این ازدواج‌ها فقط بر پایه دوره‌ای از ارتباطات تلفنی، پست الکترونیک یا حداکثر دیدن هم و صحبت به وسیله وب کم انجام می‌شود که هیچ یک از وسایل مذکور قادر به ارائه تصویر واقعی از اخلاق و رفتار فرد مقابل نیستند. در این موارد، دختر‌ها با امید و آرزو دنیای رویایی برای خود می‌سازند و وارد زندگی مشترک با فردی می‌شوند که از لحاظ الگوی زندگی، تفکر و رفتار، فرسنگ‌ها با آن‌ها فاصله دارد. از آنجا که این ازدواج‌ها معمولا با هیاهوی زیادی صورت می‌گیرد، بعد از شکست، دختر روی بازگشت به کشور را ندارد و مشکلات بسیاری پیدا می‌کند.

۳. ازدواج با افراد دارای مشاغل خاص

ازدواج با افرادی که مشاغل خاصی دارند، شرایط خاصی دارد که باید درمورد آن فکر و بعد تصمیم گیری کرد. مثلا همسر دریانوردان می‌گویند باید دریا دل باشی تا زندگی با یک دریانورد را تاب بیاوری زیرا دریانوردان چندماه از سال را روی آب‌ها می‌گذرانند و در کنار خانواده‌شان حضور ندارند.

۴. ازدواج رمانتیک

ازدواج‌های احساسی، بدون درنظرگرفتن جنبه‌های منطقی و واقع گرایانه انجام می‌شوند. گاهی افراد برای فشار آوردن به خانواده یا فرد مقابل برای وادارکردن به پذیرش ازدواج، اقدام به خودکشی با قرص یا خودزنی هم می‌کنند، تا از طریق القای حس ترحم یا ترساندن، دیگران را وادار به پذیرش ازدواج کنند. ازدواج‌هایی که با چنین رویکرد غیرواقع بینانه‌ای آغاز شوند، به احتمال بسیار زیاد به شکست منجر خواهند شد؛ شکستی که به علت اصرار شدید افراد، در بسیاری از موارد راه بازگشتی ندارد.

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 1392/11/06 ] [ 18:58 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

چند خبر از سرپل ذهاب
نامگذاری میدانی درشهررشت به نام میدان شهدای سرپلذهاب

میدان شهرداری رشت یکی ازقدیمی ترین میادین این شهربه نام شهدای ذهاب تغییریافت به گفته روابط عمومی شهرداری رشت:

      

اولین جوانان شهید اعزامی از گیلان در این میدان تشییع شدند و بر پیکر پاکشان نماز خوانده شدو از این رو نام این میدان از شهرداری  به  میدان شهدای سر پل ذهاب تغییر یافت. این نام گذاری به این معنا بود که این شهدا در سرپل ذهاب که نام یکی از مناطق جنگی بود به شهادت رسیدند.

*************************************************************************

غیبلغغ

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با برگزاری کنگره ملی احمد عزیزی شاعر به نام سرپل زهابی موافقت نمودند.

احمد عزیزی که از پانزدهم اسفندماه ۱۳۸۶ بعلت کاهش سطح هوشیاری ناشی از تشنج، بیماری قلبی و کلیوی در بخش آی سی یو بیمارستان امام رضا کرمانشاه تا کنون بستری می‌باشد از شاعران بسیار بزرگ و بنام معاصر است که این سعادت را داشته اند که رهبر انقلاب اسلامی ایران نیز در سفر به کرمانشاه از وی عیادت نمایند.احمد عزیزی در ۴ دی ماه ۱۳۳۷ در سرپل ذهاب کرمانشاه به دنیا آمد.وی در کودکی با عشایر سیاه چادرنشین حشر و نشر فراوان داشت و قبل از رفتن به دبستان، خواندن و نوشتن را بدون داشتن معلم و تنها از روی کنجکاوی و تأمل و دقت از نوشته‌های روی تابلوها و اسامی خیابانها و… به خوبی فرا گرفت. وی قبل از پیروزی انقلاب به دعوت شمس آل احمد به تهران رفت و دیداری نیز با مرتضی مطهری داشت. وی با آغاز جنگ به همراه خانواده به تهران نقل مکان نمود و برای مدتی ساکن شهرستان نور شد سپس در تهران اقامت گزید و به همکاری با روزنامه جمهوری اسلامی پرداخت.

احمد عزیزی آثار شعر و نثر ادبی متعددی دارد. و شاعری با سبک منحصر به فرد است که این سبک بصورت مثنوی در -کفشهای مکاشفه- جلوه کرده‌است تمایل سبک وی به معنویت و عرفان اسلامی با فرم جدیدی از مثنوی -ملهم از مثنوی مولوی- در شعر معاصر بی‌نظیر است. این سبک تاثیر بسیار زیادی در شعر معاصر گذاشته‌است. اشعار عزیزی با عرفان اسلامی آمیختگی دارد و تمجید از اهل بیت در بیشتر آثارش موج می‌زند.

امید است که مراسمی در شان نام این شاعر بزرگ را در استان کرمانشاه شاهد باشیم.

*******************************************************************************

 

[ سه شنبه 1392/10/17 ] [ 20:10 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

آبشار پیران، سرپل ذهاب
                       

 آبشار پیران، سرپل ذهاب

 

 

موقعیت جغرافیایی

آبشار پيران (ريجاب) سرپل ذهاب در موقعیت جغرافیایی E455803 N342828 در استان کرمانشاه قرار دارد. آبشار پیران در نزدیکی روستای شالان و 9 کیلومتری سرپلذهاب در استان کرمانشاه واقع است. این آبشار که ارتفاع آن حدود صد متر است، از فراز صخره ای بسیار عظیم به پایین سرازیر می‌شود. در نزدیکی آبشار پیران، ویرانه‌های قصر یزدگرد قرار دارد که قدمت آن به دوران ساسانی می‏‌رسد. از جمله جاذبه های این آبشار، فرود کوهنوردان از بالای سخره و ارتفاعات آبشار به پایین است. به طوری که هر سال تعداد زیادی کوهنورد به منطقه زیبا سفر می‌کنند.برای رفتن به آبشار پیران باید از سرپل‌ذهاب حدود 9 کیلومتر به سمت روستای شالان رفت و با حدود یک ربع پیاده‌روی به منطقه زیبایی که آبشار در آن واقع شده می‌رسیم. آبشار بلند و زیبای پیران، که از دل کوهها و صخره‌های اطراف سرازیر می‌شود، در زمره جاذبه‌های بسیار کم نظیر روستا قرار دارد. آبشار پیران در چهارمین همایش شورای سیاست‌گذاری ثبت آثار ملی کشور در لیست میراث طبیعی کشور قرار گرفت.

 

این آبشار نام خود را از روستای پیران واقع  در پایین دست خود گرفته است که در شمال شهر سر پل ذهاب واقع شده است. ارتفاع کلی آبشار از بالای صخره ها تا پایین ترین نقطه از طبقه سوم آن حدود ۱۵۰ متر است که البته با توجه به فرسایش قسمت بالایی آبشار و ایجاد دره ای تنگ در آن قسمت، ارتفاع قسمت آبریز حدود ۱۰۰ متر است.

 

برای دیدن این آبشار از دو مسیر میتوان استفاده نمود. مسیری که به پای آبشار منتهی میگردد از شمال شهر سر پل ذهاب به سمت روستای پیران رفته و با دور زدن این روستا به پارکینگی در شرق آن ختم میشود. از این نقطه تا پای آبشار هم مسافتی در حدود ۱۵۰۰ متر را باید با پای پیاده طی کرد که در حال حاضر حدود دو سوم از آن به صورت سنگفرش مناسبی بهسازی شده است. مسیر دیگر از منطقه ریجاب گذشته و در کنار روستای ژالگه به بالای صخره های مشرف بر آبشار ختم میشود. موقعیت مکانی این نقطه به گونه ایست که منظره و نمایی بسیار زیبا از آبشار را از روبروی آن به نمایش میگذارد و ابهتی خاص دارد. نکته جالب آن است که برای رفتن از بالا به پایین آبشار که فاصله مستقیم آن حدود ۲۰۰ متر است، باید حدود ۴۵ کیلومتر ماشین سواری کنید.

 

پایین آبشار پیران، روستای پیران و دره سرسبز و بسیار زیبای پیران قرار گرفته است که سرسبزی آن از آب این آبشار که از منطقه ریجاب می آید منشأ می گیرد. باغ هایانجیر، زردآلو و انار دردره پیران قرار گرفته رد آب بر دیواره های بلند ریجاب دیده می شود. برای رفتن به ریجاب، از کرمانشاه به سمت اسلام آباد غرب و کرند غرب حرکت کرده، و پس از عبور از سرخه دیزه، در ۱۸ کیلومتری سرپل ذهاب، سه راهی ریجاب کاملا مشخص خواهد بود.

 

[ سه شنبه 1392/10/17 ] [ 20:3 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

چشمم باز نم دارد

در این شب های پاییزی، هـــــوا بدجــــور دم دارد


که شعـــــر نا تمام من، فقط یک بیت کـــــــم دارد


حضـــــور یک نفس باران، در این تنهـــــایی بی تو


و احساسی که تصویری عجیب از درد و غم دارد


صـــــدای گام هـــــای باد و درد کهـــــنه ی برگی


که مرگش پیش چشمانست و آهش زیر و بم دارد


ببین باران چه غـــوغایی به پا در این هـــــوا کردی


چه شیرین بوســــه ای لبـهای شیرین تو هم دارد


تو قدری صبرکن باران، به من مهـــــلت بده امشب


شبــــیه ابر احســـــاس تو چشمـــــم باز نم دارد


معصومه یغما


[ چهارشنبه 1392/09/20 ] [ 14:28 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

عکس های از امامیه سفلی

نگاهی به امامیه سفلی از بلندای کوه نواکوه

 


پنجره دوم- سرپل ذهاب

عکسی از امامیه سفلی در اسفند ماه

امامیه در اسفند ماه


نگاهی به امامیه سفلی از بلندای کوه پی کوله در اسفند ماه

روستای امامیه سفلی

نگاهی به امامیه سفلی از بلندای کوه پی کوله در مرداد ماهپنجره دوم- سرپل ذهاب

کوه نواکوه در روستای امامیه سفلی

پنجره دوم- سرپل ذهاب

شخم زدن زمین های کشاورزی در روستای امامیه سفلی

روسپنجره دوم- سرپل ذهاب

بهار امامیه سفلی در فروردین (تپه دارتیو)

پنجره دوم- سرپل ذهاب

 خیابان اصلی روستای امامیه سفلی

پنجره دوم- سرپل ذهاب


نگاهی به امامیه سفلی از بلندای کوه کمر زرد در اسفند ماه

پنجره دوم- سرپل ذهاب

نگاهی به امامیه سفلی از بلندای کوه کمر زرد در اسفند ماه 

پنجره دوم- سرپل ذهاب

 

[ پنجشنبه 1392/09/14 ] [ 19:3 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

قاصدک!



قاصدک!

آرام بر شانه های حسرت بنشین

از گونه های سرخش عبور کن

و تا هوای دلواپسی نگاه پنجره را پر نکرده، آرام به کوچه ای سرک بکش

که خاطرات سرخابی ام را در آغوش کشیده


قاصدک!

سبک باش

رها شو در نسیمی که از سال هایی دور می آید

و شاخه های پریشانِ بید مجنون را می رقصاند


قاصدک!

بگذار در گوشت پچ پچ کنم  غمگین ترین نجوای پاییز را

که برگ های نارنجیش هر روز برایم زمزمه می کند

پشتِ حصارِ پر درد این روزها نمان

پیر می شوی

و اندوه، کنجِ خانه ی دلت می نشیند


قاصدک!

رها شو

دلم را بردار و با خودت ببر به آنجا که چشمان آسمان آبیست

چشمانی به رنگ دریا


   "معصومه یغما"

[ پنجشنبه 1392/09/14 ] [ 0:22 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

همایش ملی جایگاه پژوهش تربیتی در نظام آموزشی ایران: چالشها و فرصتها
       محورهای همایش:

         تحلیل انتقادی وضعیت کنونی پژوهش تربیتی

         مطالعه تطبیقی جایگاه پژوهش تربیتی در ایران و سایر کشورهای جهان

         ارزشیابی برنامه درسی و آموزش روش شناسی پژوهش در علوم تربیتی

         تحلیل موانع کاربست نتایج پژوهشهای تربیتی در عرصه سیاستگذاری و عمل

         تبیین معیارها و اصول اخلاقی ناظر بر پژوهش در حیطه مسائل تربیتی 

        تحلیل موانع و راهکارهای توسعه پژوهش میان رشته ­ای در قلمرو علوم تربیتی

             

                                    زمان: 18 اردیبهشت 1393                                                                                     

                       آخرین مهلت ارسال مقاله کامل: 10 اسفند 1392

  آدرس دبیرخانه همایش : ملایر، کیلومتر 4 جاده اراک، دانشگاه ملایر، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه علوم تربیتی

تلفن:  406-08513398401           پست الکترونیک: edu.research@malayeru.ac.ir

 پژوهشگران باید خلاصه تفصیلی پژوهش خود را با معرفی مسئله، اهداف، روش، یافته ها و پیشنهاد در حداکثر 1000 کلمه تدوین نمایند و از طریق سامانه همایش به آدرس  http://www.malayeru.ac.ir  ارسال نمایند. 

دبیر علمی همایش: دکتر علی نوری، عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه ملایر                                          

[ سه شنبه 1392/08/14 ] [ 20:39 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

ایام محرم تسلیت باد

 


نازم آن آموزگاري را که در يک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادي نويسد بر زمين
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند



[ سه شنبه 1392/08/14 ] [ 19:39 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

به خودتان افتخار کنید
همه ما در ذهن خود رویاهایی داریم که پیوسته در انتظاریم تا روزی به واقعیت تبدیل شوند. انگار همیشه منتظر اتفاق خاصی هستیم ولی کمتر پیش می‌آید خودمان دست به کار شویم!

اما باید بدانیم زندگی در مسیر رویا، یعنی قرارگرفتن در مسیر انتخاب‌ها. شما هرکسی باشید و هر شغلی که داشته باشید، اگر در حاشیه قرار بگیرید و منفعل باشید، نمی‌توانید انتظار وقوع رخدادهایی عالی را داشته باشید؛ بنابراین فراموش نکنید شما در بازی‌ای شرکت دارید که مربی آن خودتان هستید. پس داخل بازی شوید و اجزا را با هم هماهنگ کنید. منتظر چه چیزی هستید؟! آیا منتظر تایید بیرونی هستید؟ منتظرید کسی دعوتتان کند؟

توجه داشته باشید که اکنون یک دعوت‌کننده دارید؛ قلب خودتان. تنها کاری که باید انجام دهید این است که به ندای قلب‌تان گوش فرادهید و به خواسته‌ها و آرزوهایتان برسید.

قبل از آن باید بدانید اصولا هیچ عاملی نمی‌تواند شما را در حرکت به سوی خواسته قلبی‌تان متوقف کند؛ البته همنشینی با اشخاص منفی، زیاده‌روی در فعالیت‌های بیهوده، تکرار اشتباهات گذشته، ناامیدی و... ممکن است مانع حرکت‌تان شوند و تمرکزتان را برهم بزنند اما بازهم خود شما توانایی آن را دارید که تصمیم بگیرید می‌خواهید به این فعالیت‌ها اجازه دهید یا نه که وقت‌تان را تلف کنند و مانع حرکت و پیشرفت‌تان شوند. شما در مورد برگزیدن شیوه زندگی‌تان حق انتخاب دارید، بنابراین اگر بعضی عوامل انگیزه مثبت شما را از بین می‌برند، تسلیم آنها نشوید.

تصمیم بگیرید هیچ‌چیز نتواند زندگی‌تان را کنترل کند جز خودتان. گاهی، وقتی شروع به تغییر روش گذشته و اقدامی جدید می‌کنیم با مقاومت‌های مختلف روبه‌رو می‌شویم زیرا گمان می‌کنیم این عوامل بیرونی هستند که بر ما تاثیر می‌گذارند. هیچ‌چیز شما را تعریف نمی‌کند جز خود قابل اعتمادتان. در واقع این شما هستید که شخصیت‌تان را تعیین می‌کنید. هرچه زودتر از شر چیزهایی که موجب ضعف‌تان می‌شوند خلاص شوید، زودتر می‌توانید به رویاهایتان برسید. پس قبل از هرچیز، گذشته و عقاید بازدارنده وابسته به آن را رها کنید. قبل از هرچیز بایدبدانید هدف‌تان چیست؟ مطمئن باشید که هیچ‌کس جز خودتان نمی‌تواند به این پرسش پاسخ دهد.

برای یافتن پاسخ به اطرافیانتان نگاه نکنید، زیرا پاسخ از درون وجود خود شما برمی‌آید.
اگر بتوانید آنچه می‌خواهید تصور کنید، می‌توانید به آن دست پیدا کنید، بنابراین برای خود تعیین کنید که چه کسی و چطور خواهید بود. باید به خودتان اعتماد کنید؛ یعنی اعتماد باید در وجودتان نهادینه شود. اگر خود شما به خودتان اعتماد ندارید، چطور انتظار دارید دیگران به شما اعتماد داشته باشند؟

معمولا بیشترین چیزی که در مرکز زندگی قرار می‌گیرد، شغل و کاری است که دنبال می‌کنیم.
آیا از شغل خود راضی هستید یا فقط به این دلیل که دیگران آن را تایید می‌کنند، به آن ادامه می‌دهید؟ آنچه بیشترین اهمیت را دارد، احساس درونی‌تان است، نه مقام و مرتبه‌ای که دارید. آنچه در درون خود احساس می‌کنید، شیوه حرکت شما را در مسیر زندگی مشخص می‌کند. مهم‌ترین عامل در مورد کار، تعهد شما به خواسته قلبی‌تان است. اگر خواستار‌ تعهد هستید ولی نمی‌دانید و مطمئن نیستید که می‌خواهید چه کاری را انجام دهید، به چیزهایی که به آنها علاقه دارید و شما را به هیجان می‌آورند، فکر کنید. درباره چیزهایی فکر کنید که موجب می‌شوند به بهترین نحو عمل کنید و تمام تلاشتان را به کار ببندید.

به نظر شما بهترین کار چیست؟ آیا تا به حال چنین سوالاتی از خودتان کرده‌اید؟
یکی از مشکلاتی که اغلب مردم برای رسیدن به رویاهایشان با آن روبه‌رو می‌شوند این است که نمی‌خواهند به خواسته‌هایشان توجه کنند و به ندای درونشان توجه داشته باشند.

آنان از فرصتی که به دست می‌آورند استفاده نمی‌کنند. معمولا وقتی نسبت به انجام کاری تمایل پیدا می‌کنند، فورا می‌ترسند و به سرعت تسلیم می‌شوند. هرگز به ترس و تردید اجازه ندهید بر شما غلبه کنند.

به یاد بیاورید این نوع تفکر بر مبنای ترس است و در روش تفکر جدیدتان هیچ نقشی ندارند. ندای درونی‌تان را تشخیص دهید و با اطمینان به آن عمل کنید. هنگامی که به انتخاب‌های قلبی‌ خودتان عمل می‌کنید، عاشق کارتان می‌شوید و وظیفه و عمل تبدیل به رویاهایتان می‌شوند.

آیا شغل‌تان را دوست ندارید؟ آن را تغییر دهید. آیا جایگاهتان را در زندگی دوست ندارید؟ تغییرش دهید. از درون به خود جرات دهید و این کار را بکنید. اکنون زمان آن فرا رسیده که تصور کردن و رویاپردازی را متوقف کنید و شروع کنید به تجربه کردن زندگی با آنها.
هشیار باشید!

همه ما می‌دانیم که رسیدن به اهدافمان چندان آسان هم نیست. در واقع زندگی مشکل است! بله زندگی می‌تواند پر از مشکلات و فراز و فرودها باشد؛ اما همین زندگی سخت، سرشار از فرصت هم هست. رمز تشخیص فرصت‌ها این است که مطمئن شوید هشیارانه تصمیم می‌گیرید و انتخاب می‌کنید. افراد زیادی در جهان در روال عادی زندگی روزمره و آنچه اجتماع و اطرافیان برایشان در نظر گرفته‌اند، زندانی شده‌اند. اما شما نباید چنین باشید. شما باید هنگامی که در حال تجربه و حرکت به سوی اهدافتان هستید، بیدار، آگاه و هشیار باشید. زندگی هرکس آن‌قدر برایش مهم هست که بخواهد خودش نقشی فعال و موثر در آن داشته باشد. سعی کنید از دایره محدود عادت‌های گذشته رها شوید. همیشه در جست‌وجوی راه‌های جدید برای آموختن باشید و پویایی و جست‌وجوگری را تجربه کنید.

با خود فکر کنید. آیا دائم در حال یادگیری هستید؟ آیا مطالعه می‌کنید؟ آیا فعالیتی دارید که به انجامش علاقه‌مند باشید؟ یا کارتان تنها تماشای برنامه‌های تلویزیونی است؟!

تشخیص آنچه هر فردی را به‌سوی موفقیت سوق می‌دهد، مشکل است. برای بعضی پول عامل اصلی است. اما اگر پول در مرکز خواسته‌هایتان باشد، مشکلاتی در انتظارتان خواهد بود زیرا با پول فقط می‌توانید چیزهایی را که می‌خواهید بخرید، اما پول همیشگی نیست؛ یک روز هست و روزی دیگر نه! بنابراین بهتر است انگیزه‌ای بهتر و مطمئن‌تر در وجودمان باشد؛ انگیزه‌هایی مانند عشق، محبت، سپاسگزاری و... که قابل مقایسه با پول نباشند. فراموش نکنید که پول تنها محصول رویاهاست نه خود آنها.

یکی از دلایل اصلی ضعف ما در ادامه مسیر، نداشتن ثبات در پیگیری تصمیمات و همچنین تغییر دائمی علایق و سلایق ماست. بنابراین داشتن صبر و حوصله و امیدواری بسیار مهم است. به کارگیری سطح بالاتری از هشیاری برای همه افراد سودمند است؛ به ویژه اگر موجب شود به سطوح قلبی زندگی روزانه نگاهی بیندازیم و عقاید اشتباهی را که اکنون به غلط بودن آنها پی برده‌ایم رها سازیم. چنین افکاری هیچ نقشی در موفقیت و رساندن انسان به سطح بالاتری از آگاهی ندارند و به فردیت شما لطمه می‌زنند.

اکنون که تصمیم گرفته‌اید به‌گونه‌ای دیگر زندگی کنید؛ می‌توانید به خودتان افتخار کنید. شما آن‌قدر شجاع هستید که بتوانید در مسیر جدیدی گام بردارید. اما برای رسیدن به موفقیت تنها به فکر کسب اعتبار بیرونی نباشید. متاسفانه اغلب اوقات بیش از آنکه برای خودمان ارزش قائل شویم، به دنبال کسب تایید و اعتبار بیرونی هستیم.

وقتی برای کسب پذیرش و تایید از طرف دیگران نگران هستید، قدر و ارزش خودتان را نادیده می‌گیرید. محترم دانستن خود مهم‌ترین گام در دنبال کردن خواسته‌هاست. شما تا چه‌حد به قضاوت و عقیده دیگران راجع به خودتان اهمیت می‌دهید؟ اگر برای خودتان احترام قائل نباشید دیر یا زود با مشکل روبه‌رو می‌شوید. موفقیت بدون احساس افتخار بی‌ارزش است. حتی اگر از نظر مالی موفق باشید ولی برای خودتان ارزش قائل نشوید، داشتن پول هم بی‌فایده است. برای برخورداری از احساس ارزش و افتخار نیازی به ابزار مادی نیست، تنها کافی است خودتان را همان گونه که هستید بپذیرید زیرا همه چیز از خود شما شروع می‌شود.

به افرادی که بدون چشمداشت مالی به نیازمندان کمک می‌کنند، نگاه کنید. اتومبیلی که سوار می‌شوند یا خانه‌ای که دارند، چقدر در احساس موفقیت‌شان تاثیر دارد؟ ممکن است اتومبیل مدل پایین سوار شوند یا در جای مطلوبی زندگی نکنند، اما احساسی بهتر و رضایتی به مراتب بیشتر دارند.

اکنون می‌توانید شروع کنید؛ اهدافتان را مشخص سازید و آنها را بنویسید. رویاهای بزرگ داشته باشید؛ شما سزاوار آن هستید؛ به خودتان اطمینان کنید! چند هدف مهم‌تان را براساس تقدم زمانی(هفتگی، ماهانه، یک‌ساله و چندین‌ساله) در نظر بگیرید. پس از تعیین هریک از اهداف، ابتدا آنها را به بخش‌های قابل عمل تقسیم کنید. بهتر است قبل از حرکت، فهرستی از امکانات و کارهایی را که باید انجام دهید، مشخص کنید. به عنوان مثال اگر می‌خواهید به مسافرت بروید، بلیت تهیه کنید، مقصد و محل اقامت‌تان را مشخص سازید و سپس حرکت کنید. با تقسیم‌بندی اهداف نهایی به گام‌های عملی، می‌توانید دست به کار شوید و به جلو گام بردارید. به خودتان اطمینان کنید وقتی جزئیات راه (تصمیم کنونی) را برای خودتان مشخص کردید، با شور و اشتیاق به دنبال آن می‌روید و دیگر هراسی نخواهید داشت زیرا ترس معمولا زمانی پیش می‌آید که آگاهی‌مان کم است و از نتیجه عمل خود مطمئن‌ نیستیم.



در راه حرکت به سوی هدف

همواره به آگاه بودن از جریان مسیر اهمیت بدهید. در لحظه حال زندگی کنید و از نگرانی در مورد مسائل مالی بپرهیزید. کاری را انجام دهید که موجب تقویت شور و شوق و هیجان درونی‌تان شود و خودتان را همان‌گونه که هستید بپذیرید. عامل مهم دیگر در سفر به سوی اهداف، این است که خود را از گذشته رها سازیم. اغلب ما یاد گرفته‌ایم در گذشته زندگی کنیم، اما ماندن در گذشته ما را از پرداختن به لحظه حال و گام برداشتن به سوی آینده بازمی‌دارد. گذشته چیزی به شما نمی‌دهد. البته می‌توانید از تجارب آن دوران استفاده کنید اما هرگز آنها را تکرار نکنید. اغلب ما دوست داریم از گذشته دردناک خود یاد کنیم؛ اینکه گذشته آن‌قدر بد بوده که نمی‌توانیم فراموشش کنیم.

اما بدانید این نوع برداشت‌های بد و نادرست موجب جلب توجه شما به جهتی اشتباه می‌شوند و در نتیجه احساس محدودیت و قربانی شدن می‌کنید و انگیزه‌تان را برای رسیدن به هدف از دست می‌دهید. اما هنگامی که بدانیم ما قادریم شبکه ایمنی- سالمی را در برابر ترس‌ها و نگرانی‌های خود داشته باشیم، احساس آرامش می‌کنیم. فراموش نکنید مهم نیست در گذشته چه اتفاقی افتاده، مهم این است که ما اکنون تصمیم گرفته‌ایم گذشته صدمه‌ای به ما نزند. اگر واقعا نمی‌خواهید، مجبور نیستید دوباره کارهای گذشته را انجام دهید؛ آنچه رخ داده اکنون تمام شده است. اگر نیاز دارید درباره گذشته صحبت کنید، احساستان را بنویسید. شما باید بتوانید گذشته را رها کنید و به جلو پیش بروید. اما صادقانه به خود پاسخ دهید، آیا واقعا تصمیم گرفته‌اید راه تازه‌ای را در پیش بگیرید و باتوجه به ندای درونی خود، راهتان را انتخاب کنید؟ به یاد داشته باشید که با پاسخ به پرسش‌های قلبی‌تان چیزی را از دست نمی‌دهید بلکه این پاسخ‌ها شما را به رویاهایتان می‌رسانند.


[ یکشنبه 1392/07/21 ] [ 11:29 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

پیام تبریک
مـوفقیـت شما دوستان عزیز را در امتـحانات تخــصــصی دکتری صمیمانه تبریک می گوئیم و توفیقات روز افزون شما را در کسب مدارج عالی علمی آرزومندیم:

۱- یحیی گلی دکتری تخصصی  رشته علوم اقتصادی دانشگاه رازی

۲- یونس گلی دکتری تخصصی رشته علوم اقتصادی دانشگاه رازی

۳- ازاد محمدی  دکتری تخصصی رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران

۴- سعید غزالی دکتری تخصصی رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران

[ چهارشنبه 1392/06/20 ] [ 22:55 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

پ
بنام خدا

 

[ چهارشنبه 1392/05/09 ] [ 12:57 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

پیام تبریک انتصاب
بنام خدا

دوست گرامی جناب آقای ایمان بساطی

نوید مسرت بخش انتصاب شایسته ی حضرت عالی را به عنوان ریاست اداره صنعت ُمعدن تجارت شهرستان قصرشیرین را تبریک و تهنیت عرض می نمایم و ازدر گاه ایزد منان مزید توفیقات برای خدمتی سرشار از شور و نشاط و مملو از توکل الهی در جهت رشد و شکوفایی ایران اسلامی مسالت دارم

و شکر الله سعیهم.

[ شنبه 1392/04/08 ] [ 10:54 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

ولادت امام زمان(عج) مبارک

یااباصالح ادرکنی

 

 گویند کسان که روز عید آمده است
   این نکته بطبع من بعید آمده است
روزیست به ماعید که گویند همه
     زان یار سفرکرده نوید آمده است
     ولادت امام زمان(عج) مبارک

[ یکشنبه 1392/04/02 ] [ 8:30 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

مطالعات عصب – تربیت Neuroeducation Studies
با سلام خدمت همه دوستان عزیزم که از این وبلاگ دائما بازدید به عمل می اورند امروز میخوام یک وبلاگ علمی خوب بهتون معرفی بکنم که مطمئنم که حرفهای جدید و تازه ای برای دوستدارن به برنامه درسی داره.

وبلاگ دوست عزیزم چه بهتر بگم برادرخوبم دکترعلی نوری که بعد از مدتی غیبت صغری که ندیدمش امده بود وبلاگم .

http://neuroeducation.blogfa.com

این وبلاگ به منظور اطلاع رسانی در خصوص برنامه های گروه پژوهشی با علايق ويژه"علوم اعصاب و برنامه درسي"(وابسته به انجمن مطالعات برنامه درسي ايران)و فراهم ساحتن زمينه تعامل ميان پژوهشگران علاقمند به مطالعات عصبي- تربيتي طراحي شده است. علاقمندان مي توانند از طريق پست الكنرونيكي وبلاگ با ارسال مشخصات و زمينه هاي مورد علاقه خود براي عضويت در گروه اقدام كنند و در تحقق اهداف گروه سهيم شوند. آدرس الکترونیکی برقراری ارتباط:

 

 

neuroeducationalstudies@gmail.com

 

پیشنهاد میکنم که یه سری بزنین که چیزای جدیدی برای موضوعات پایانامه و تحقیقات میتونین پیدا کنید

..........................................................................................................

 

نگاهی به فعالیتهای گروپ علوم اعصاب و برنامه درسی در نخستین سال تاسیس


تا جهان بود از سر آدم فراز ........... کس نبود از راز دانش بی نیاز



گروپ علوم اعصاب و برنامه درسی (مطالعات عصب‌- تربیت) در تیر ماه 1391 با تأیید هیئت مدیره انجمن مطالعات برنامه درسی ایران به عنوان یک گروه مطالعاتی با علایق ویژه تأسیس شد. اعضای موسس گروپ عبارتند از دکتر محمود مهرمحمدی (دکترای برنامه ریزی درسی واستاد دانشگاه تربیت مدرس)؛ دکتر علی نوری (دکترای برنامه ریزی درسی و استادیار دانشگاه ملایر)؛ دکتر پونه حشمتی(دکترای علوم اعصاب شناختی و استادیار پژوهشکده علوم شناختی)؛ دکترمحمود تلخابی دکترای فلسفه آموزش و پرورش و استادیار پژوهشکده علوم شناختی)؛ دکترابراهیم طلایی( دکترای تکنولوژی آموزشی و استادیار دانشگاه تربیت مدرس)؛ و علی زند قشلاقی (دانشجوی دکترای برنامه ریزی درسی دانشگاه تربیت مدرس).

رسالت اساسی این گروپ فراهم نمودن زمينۀ تعامل و مشاركت سازنده و واقعی بين دانشمندان و پژوهشگران علاقمند به پیوند بین علوم اعصاب و تربيت برای بهره‌گیری از دلالت‌های بالقوه علوم اعصاب در برنامه درسی و آموزش است. در همین راستا، عمده ترین برنامه­های گروپ عبارتند از: برگزاری نشست‌ها، سخنرانی‌ها و دوره‌های آموزشی آشنایی با اصول و راهبردهای تربیتی برخاسته از مبانی عصب­شناسی تربیت، تدوین و اجرای طرح های پژوهشی میان رشته ای در حوزه مطالعات عصبی- تربیتی، سفارش ترجمه و تالیف کتاب و مقاله در حوزه مطالعات عصب­شناسی تربیتی و ایجاد ارتباطی سازمان یافته با گروههای طراحی و تدوین برنامه های درسی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به منظور معرفی اهمیت مبانی عصب­شناختی برنامه درسی و چگونگی تلیفق آن با سایر مبانی برنامه درسی.

گروپ علوم اعصاب و برنامه درسی تاکنون سه نشست تخصصی برگزار کرده است که با استقبال قابل ملاحظه­ای مواجه بوده است. نخستین نشست گروه علوم اعصاب و برنامه درسی در تاریخ 22 مهر ماه 1391 در محل پژوهشکده علوم شناختی با سخنرانی دکتر سیدکمال خرازی استاد دانشگاه تهران و دبیر ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی با عنوان «شناخت­گرایی، علوم شناختی و گرایش» برگزار شد. نسشت دوم در تاریخ 10 دی ماه 1391 در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس با سخنرانی آقای دکتر احسان الله محمدی با عنوان «مبانی عصبی- شناختی زیربنای یادگیری و تربیت و با همکاری آقای دکتر محمود مهرمحمدی (استاد گروه علوم تربیتی دانشگاه تربیت مدرس)، خانم دکتر مریم وفایی (استاد گروه روان شناسی دانشگاه تربیت مدرس) و آقای دکتر محمود تلخابی (استادیار پژوهشکده علوم شناختی) برگزار شد. سومین نشست تخصصی گروپ هم در تاریخ 4 اسفند ماه 1391با عنوان «نسبت میان رشد فناوری های عصب شناختی و روش های تربیتی« با سخنرانی سرکار خانم دکتر مهناز مغانلو (دانش آموخته دکتری روان شناسی دانشگاه تربیت مدرس) برگزار گردید.

برنامه­های گروپ در سال جدید با جدیت و تحرک بیشتری ادامه پیدا خواهد کرد. از همه اعضای گروه و علاقمندان به مطالعات عصب- تربیت دعوت می­شود در راستای بهبود فعالیتهای گروه همکاری و مشارکت داشته باشند.

برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره گروپ و برنامه­های سال جدید به لینک مقابل مراجعه کنید: http://neuroeducation.blogfa.com

دکتر علی نوری (مدیر گروپ، استادیار دانشگاه ملایر)

[ یکشنبه 1392/03/12 ] [ 9:46 ] [ قباد محمدی ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه